|
آموزش ابتدایی مطالب در باره پایه دوم ابتدایی
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 7:32 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:55 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
(درباره روز معلم) چــه خــوب و بــاصــفایـــی ای معلم تــو نــــــور چــشـــم مـــائی ای معلم هــمـیــشــه دم زنــی از مــعــنـویــت بــــــــه راه انـــبـــیـــــائـــی ای معلم هر آن سودی که باشد مایه از توست ولـــی خـــــــود بـیـنـــوائی ای معلم فـــلاطـون گـــر بُود بی درک اســتاد نــــــدارد ره بـــه جــــائــی ای معلم تو کــــاخ علــم و صنعت را به عالم نخـــســـتـیـن پــــایــه هائی ای معلم تو خود ســــوزی و بخشـی روشنائی هــمــــه نــــور و ضیـــائی ای معلم همـــه اندر پـی مـــرغ و فســنجــــان تــو بـا ســــبــزی رضــائـی ای معلم هــــزار افســوس چون شعر "خدایی" بـــه دوران کـــم بــــــهائــی ای معلم
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:14 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
*************************************************************************** شهادت دخت نبی (ص )و همسر علی و شفیعه ی روز جزا بر شیعیان وپیروانش تسلیت باد. آن روز که پهلوي تو از کينه شکست دلهاي مُحبّان تو در سينه شکست تصوير تو را دِل علي آينه بود اندوه تو سنگي شد و آيينه شکست ********************************************************* از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد نشناخته توصيف مقامش نكنيد هر كس در او محبت زهرا نيست علامه اگر هست سلامش نكنيد ********************************************************** فاطميه قصهگوي رنجهاست فاطميه تفسير سوز مرتضيست فاطميه شعر داغ لاله است قصهي زهراي 18 سالهست ****************************************************** اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت اي كاش مدينه در و ديوار نداشت فرياد دل محسن زهرا اين بود اي كاش در سوخته مسمار نداشت ************************************************************* دکتر شريعتي: خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. «فاطمه، فاطمه است»
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که بستی را ه را در کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آن جا اگر عباس بود
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:51 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
علل بدخطی * توجه نکردن دان شآموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس. * اضطراب و نگرانی دانش آموزان هنگام نوشتن. * نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن. * نداشتن آ مادگی جسمانی، روانی، روحی. * وجود اختلالات یادگیری در دان شآموزان. * نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی. * مواجه شدن دان شآموزان با حجم زیاد تکالیف. * تندنویسی تکالیف. * استفاده از خودکار، روان نویس و وسایل مشابه آن. * بی توجهی به هنر. * فشردگی برنامه کلاسی در یک نیمروز و فشار بر دان شآموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه. * استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و کاغذ بدون خط به خصوص در پایه های اولیه ابتدایی. * بی دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان. * بی دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن. * تراکم بیش از حد شاگردان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن. * دادن تکالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی کودکان. * بی اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خ ط نستعلیق و آموزش آن. * واکنش های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشت ههای دانش آموزان. * جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت های لازم. * نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دان شآموزان. * بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای کودکان است. * دادن سرمش قهایی با رس مالخط نامناسب به دان شآموزان. * ندانستن روش و راهکارهای، خوشنویسی و اجرا نکردن تمری نهای لازم. * قرار دادن چپ دست و راست دست در کنار هم هنگام نوشتن. * بی توجهی به زیبایی هنری خط که باعث تقویت روح لطیف در کودکان م یشود. * نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تکرار و تمرین دان شآموزان. راهکارهای رفع بدخطی * انگیزه آموزش خط زیبا به دان شآموزان در معلمان تقویت شود. * معلمان در مورد خط بچ هها را توبیخ نکنند. * معلم با رفتار خود در میان دان شآموزان تبعیض قایل نشود. * با رسیدگی انفرادی به نوشته های کودکان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف کردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود. * علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در کودکان تقویت کنند. * به تفاوت های فردی و نقاط قوت و ضعف دان شآموزان توجه شود. * مقدار تکالیف با توانایی کودکان تناسب داشته باشد. * تکالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی کودک شود. * تکالیف به گون های باشد تا تمرین و تکرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود. * تکالیف به صورت مستمر مورد رسیدگی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذکر استفاده کند. * اهمیت انجام دادن تکالیف نوشتنی برای کودک مشخص باشد. * از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشت ههای کودکان استفاده شود. * هرگز نباید تکالیف دان شآموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین م یبرد. * در نوع تکالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دان شآموز ایجاد شود. * بعضی اشتباهات دانش آموزان چشم پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد. * دانش آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس توجه کنند. * دانش آموزان به جه تهای حرکت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت کنند. * کودک مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده کند. * با رعایت نظم و پاکیزگی صفحه دفتر خود را کثیف نکند. * زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یک اندازه نوشتن عادت کند. * در آغاز نوشتن از دفاتر خ طدار استفاده کند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد. * دانش آموزان عادت کنند واژگان را ی کسره و یک باره بنویسند و سپس نقط ههای حروف هر کلمه را بگذارند. * بهتر است تا زمانی که شاگردان به درست نوشتن عادت کنند، تکالیف خود را در کلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند. * دانش آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین کنند و نوشتن کلمات و رونویسی مختص به کتاب نباشد تا درست نوشتن کلمات دیگر را نیز یاد بگیرند. * از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانای یها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دان شآموزان اطلاعات کافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیز ههای بدخطی ناراحت یهای روحی عاطفی و فرهنگی است. * نگاه کردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خو شنویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش آموز با این خط آشنا شود. * به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود. * از رسم الخط های تحریری برای تقویت مهارت دان شآموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین هایی برای پر رنگ کردن کلمات تحریری، کپی کردن از روی آنها جهت تمرین، شبی هسازی به طور مستقیم از طریق نگاه کردن(مشق نظری) و عمل سایه زدن). * برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر ت أکید شود. __ [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 11:26 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 11:21 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 11:8 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
مراكز تكلم در مغز : در سال 1860 جراح معروف فرانسوي بروكا ملاحظه نمود دو تن از بيمارانش كه از ناحيه چپ پيشاني آسيب ديده بودند اختلالات شديد در تكلم نشان مي دادند . بروكا نتيجه گرفت تباهي اين ناحيه سبب بروز اختلال در تكلم مي گردد . بعداً اين منطقه به نام "ناحيه بروكا" معروف گرديد . تحقيقات بروكا منجر به قبول مفهوم تمركز كلام در ناحيه خاصي از مغز گرديد و جراحان آن زمان علاقمندي زياد به تحقيق در اين باب نشان دادند و برخي نيز مراكز ديگري را براي تكلم پيشنهاد نمودند . ورنيك پيشنهاد کرد مركز تكلم در ناحيه گيجگاهي واقع شده است2 . دو مرکز اصلی زبان در نیم کره چپ قرار دارد . ناحیه بروکا به تکلم (گفتن اختصاص دارد و ورنیکه در لب گیجگاهی چپ به فهم زبان مربوط است.آسیب در ناحیه بروکا اگر چه موجب دشوار گفتن می شود ولی در فهم سخن دیگران فرد با مشکل مواجه نمی شود. در عارضه خاصي به نام آفازيا قوه كلام و ناطقه بطور كامل يا ناقص از ميان مي رود . علل بارز ايجاد كننده اين پديده عبارتند از : 1- اختلالات حركتي ناشي از ضايعات و تباهي بخش حركتي مغز كه مسئول برقراري ضبط ماهيچه اي در تكلم است . 2- اختلال در تكلم كه در اثر آسيب ديدن ناحيه تكلم در مغز به وجود مي آيد . علائم بارز و آشكار آفازيا بسيار پيچيده و فراوان هستند . به طور كلي سه نوع علائم قابل تشخيص مي باشند : 1. ناهنجاريهاي توصيفي و بياني كه در آنها مشكل اصلي در سخن گفتن است . در برخي از موارد خزانه لغات فرد متبلي به اين چند عارضه محدود به چند كلمه ميشود . 2. اختلالات در درك كه به صورت دشوار ي در كلام ظاهر مي گردد . فرد مبتلا نمي تواند به پرسشها و دستورات ساده پاسخ دهد و قادر نيست في المثل انگشت سبابه به دست راست خود را روي گوش چپ خنود بگذارد . 3. اختلالات در فراموشي به اين ترتيب كه فرد نمي تواند كلمه درست و بجائي براي شيئي مورد نظر بيابد ولي طرز كار اشيا ء را فراموش نمي نمايد . مثلاً قادر نيست لغتي براي ‹‹ كارد ›› يعني بريدن را بيان مي نمايد . در كتاب زمينة روانشناسي هيگمارد ؛ نيمكرة چپ ؛ گفتار ، خواندن ، نوشتن و محاسبه كردن را كنترل مي كند و نيمكرة راست ؛ توانائيهاي موسيقي و هنري ذهني و ادراك طرحهاي غامض هندسي را كنترل مي كند . همانطور كه استنباط مي گردد بر اساس نظر مؤلف نيمكره چپ مسئول گفتار در انسان مي باشد . لكنت زبان : در ميان اختلالات تكلم كه در كودكان ملاحظه مي شود ، تأخير در صحبت كردن و لكنت زبان اهميت زيادي دارند . نوزاد انسان بهنگام تولد از لحاظ ساختماني آمادگي ايجاد صداهايي را دارد . اين كنش مانند ساير كنشها از طريق آموختن توسعه مي يابد . زندگي اوليه كودك شامل گريه مكرر است و به دنبال آن تكرار هجاها كه شاخص دوره مهمي در رشد تكلم است. يك دليل براي رشد تكلم عبارت است از پيشرفت در كاربرد كلمات .مثلاً كودكان در دو ماهه اول زندگي در حدود هفت تا هشت صدا را مورد استفاده قرار مي دهند كه در دو ونيم سالگي به 27 درصد افزايش مي يابد . در حدود 10 ماهگي كودك اداكردن كلمات را شروع ميكند و با پيشرفت تدريجي اين استعداد ، استفاده از كلمات در دوونيم سالگي ممكن است به 250 كلمه برسد .در سومين سالگي كودك قواعد زبان را مي آموزد و شروع به ساختن جمله مي كند . بنابر اين چند ماه تأخير در تكلم را نبايد چندان جدي گرفت ، هر چند اگر تأخير زياد باشد با يد فوراً بدان توجه نمود . رشد تكلم مي تواند به علل مختلف و عضوي ، رواني و اجتماعي ، دچار تأخير شده يا متوقف گردد . علل عضوي مانند عقب ماندگي ذهني ، آنازي ، اوتيسم و از اين قبيل ؛ علل رواني مانند آشفتگي هاي هيجاني ، فقدان محرك ، جداشدن از مادر و از اين قبيل ، علل اجتماعي مانند طبقة اجتماعي ، سخن گفتن به دو زبان و غيره . لكنت زبان حدوداً در سنين دو تا پنج سالگي آغاز مي شود و يك درصد افراد را در بر مي گيرد .همچنين هنگامي كه كودك آموزش دبستاني را آغاز ميكند ، بر اثر نگرانيهاي عاطفي ، اجتماعي ناشي از مدرسه و خانواده ، احتمال بروز لكنت زبان افزايش مي يابد . تعاريف لكنت زبان گر چه متعدد است همگي بر موارد مشتركي توافق و تأكيد دارند . لكنت زبان نوعي اختلال دايمي يا موقتي تكلم است كه به صورت تكرار ، مكثهاي طولاتي و ممتدگويي صداها ، سيلابها يا كلمات بروز مي كند و به علت وجود تشنج عضلاني ، كودك از توليد صداها به طور عادي عاجز است و آنها را به طور غير طبيعي و نامناسب ادا مي كند . شدت كلنت زبان در افراد مختلف يكسان نيست و به دو صورت كلونيكي و تونيكي مشاهده مي شود ، 1) در حالت كلونيكي ، عضلاني تكلمي ، بيشتر به ارتعاش در مي آيند و فرد مجبور مي شود معمولاً اولين سيلاب كلمه را به سرعت و تشنج چندين بار تكرار كند ؛ براي نمونه ، كودك الكني كلمه ‹‹ انار ›› را به صورت ‹‹ ا –ا – ا- انار ›› و كلمه ‹‹ مادر ›› را به صورت ‹‹ م – م – م– مادر ›› تلفظ مي كند ؛ 2 ) در حالت تونيكي ، فرد بر اثر انقباض حركاتي دستگاه گويايي و براي تلفظ يك كلمه دچار وقفه مي شود و به شدت به خود فشار مي آورد تا آنكه سرانجام به طور ناگهاني و با تشنج كلمه را بيان مي كند . معمولاً حالات كلونيكي و تونيكي در الكن ها همزمان است . كودكان الكن در بيان برخي حروف و كلمات مشكلات بيشتري دارند . بيان كليه حروف و كلمات كه با بستن لبها تلفظ مي شود ، مثل ‹‹ ب – پ – م ›› و نيز حروف و كلماتي كه با حركت زبان ادا مي گردند . مثل ، ت ، ث ، س ، و ط براي الكنها مشكل است . معلمان و والدين بايد به اين نكته مهم بيشتر توجه كنند و باعث وخيم تر شدن مشكلات رواني ـ اجتماعي الكن ها نشوند . بسياري از والدين كه مشاهده مي كنند كودكشان قادر به حرف زدن نيست اورا به حال خود رها مي كنند در حاليكه ممكن است اين ناتواني عارضي باشد و اگر د ردوران كودكي از تمرين با او خودداري نمايند بعد از 7 سالگي درمان آن بسيار مشكل خواهد بود . اگر بچه اي توانست دو يا سه كلام را ياد بگيرد و آنرا تكرار نمايد ، اين كودك مبتلا به كلنت زبان نيست و مربي بايد استعداد او را تحريك كند . در روانشناسي تدابيري به وجود مي آورده اند كه ابتدا با آزمايش تصوير ذهني فكر او را تقويت مي كنند و سپس اين تصويرهاي ذهني را طبقه بندي نموده از آن كلمات كوچكي براي كودك مي سازند . و وادارش مي كنند در هر روز دو يا سه كلام آنرا تكرار كند و از آن جمله بسازد و با اين روش موفق مي شوند . عقب ماندگي او را جبران نمايند و يا لااقل بعد از يكسال از سن عقلي آنها را جلوتر برده اند . علايم و نشانه ها : كودكان الكن علائمي دارند كه شناخت آنان را تسهيل مي كند . اين نشانه ها ، به ويژه هنگام تكلم بارزتر است . توجه به اين موارد مربي را در شناخت اين كودكان ياري مي دهد . برخي علايم كه كودكان الكن بسيار مشاهده مي شود عبارت است از : 1- گوشه گيري مهمترين نشانه كودكان الكن است كه براثر آن الكن ، احساس حقارت مي كند و ساكت و آرام در گوشه اي مي نشيند و از طرح هر گونه پرسش خودداري مي كند و در نتيجه استعدادهايش شكوفا نم شود . معلمان نبايد كودكان الكن را در كلاس ناديده بگيرند . 2- كودكان الكن هنگام صحبت كردن به انجام دادن بسياري حركات كمك كننده مي پردازند و بدان وسيله مقصود خود را بيان مي كنند . از جمله اين حركات مي توان از حركات غير طبيعي چشم ، فشردن عضلات پيشاني ، لرزش چانه ، حركات اضافي سرو گردن ، تغيير در حالات چهره ، انقباض شديد عضلات صورت ، به هم زدن پلكها ، اخم كردن و تكان دادن دستها و پاها نام برد . 3- كودكان الكن در حضور جمع دچار هيجان مي شوند و بر شدت كلنت آنان افزوده مي گردد . اين عده در مواجهه با افراد برجسته و سرشناس دچار هيجان بيشتري مي شوند و تكلم براي آنان مشكلتر مي گردد ، از اين رو معلمان نبايد از كودكان الكن در موقعيتهاي هيجان انگيز و اضطراب آورد و در حضور جمع درس بپرسند ، مگر آنكه مطمئن شوند كه الكن پاسخ صحيح سؤال را به خوبي مي داند نشانه هاي ديگر نظير تكرار يا كشيده گفتن غير عادي صداها و هجاها و مكثهاي غير عادي درتكلم . بيان كلمات با فشار و دشواري ، ترس ، اضطراب ، حساسيت فراوان ، اختلالات تنفسي ، نا اميدي و يأس ، عدم اعتماد به نفس ، افت تحصيلي ، عوض كردن جمله يا فكر بريا اجتناب از كلنت خواب و احساس خستگي نيز در برخي الكنها مشاهده مي شود . علل كنت زبان : علل بيشماري مي تواند كلنت زبان را به وجود آورد . متخصصان از ديدگاههاي مختلف به علل گوناگون توجه كرده اند . شناخت علل كلنت زبان براي ادامه درمان ضرورت دارد . بطور كلي مي توان علل كلنت زبان را در عوامل عضوي ، عوامل كنش و عدم غلبه طرفي مغز خلاصه كرد . 1- عوامل عضوي : در اين حالت وجود ضايعاتي در مغز يا در قسمتهاي مختلف دستگاه گويايي ممكن است كودك را از تكلم عادي باز دارد . دستگاه گويايي انسان از سه قسمت ، دستگاه تنفس در ريه ها ، ناي ، دهان ، زبان ، لب ها ، دندان ها ، فك پايين و بالا ، و حنجره كه با چند غضروف به رباط هاي صوتي متصل مي شود و تشكيل شده است اختلال در هر كدام از قسمت هاي دستگاه گويايي مي تواند باعث كلنت زبان شود . ضايعات مغزي ممكن است در دوره قبل از تولد بر اثر عواملي نظير بيماري هاي عفوني مادر ، عكسبرداري به وسيله اشعه ايكس و اختلالات متابوليكي مادر پديد آيند . در لحظه تولد نيز بر اثر ضربه هاي وارد شده بر جمجمه نوزاد و نيز به علت آنوكسي احتمال ايجاد صدمات مغزي وجود دارد . همچنين اختلالات متابوليكي ، سوانخ ، مسموميت ها ، سوء تغذيه و ضربات وارد آمده بر سر كودك ممكن است در دوره بعد از تولد و نرسيدن اكسيژن به نوزاد پس از تولد باعث صدمات مغز ي احتمالاً كلنت زبان شود . 2- عوامل كنشي : كلنت زبان گاهي اكتسابي است و عاملي غير عضوي موجب پيدايش آن مي شود . در اين حالت هيچ گونه ضايعه مغزي يا عضوي وجود ندارد و بر اثر مشكلات اجتماعي و محيطي نظير ناراحتي هاي رواني ، ترس شديد ، تقليد ، از ديگران الكن ، ممانعت از ابراز عقيده ، تهديد ناگهاني ، جدايي از والدين در سنين اوليه كودك ، تشويق و احساس حقارت ، احساس ناامني ، كشمكش هاي دروني ، خجالت و كمرويي ، فقر فرهنگي ، نزاع و اختلافات والدين تولد فرزنددر خانواده ، سرزنش و شماتت بسيار از طرف والدين ، بچه گانه صحبت كردن والدين با كودك ، تبعيض قائل شدن والدين بين فرزندان ، تنبيه شديد كودك ، سخت گيري و استعداد و خوداري بودن وكمال طلبي ووسواس والدين به وجود مي آيد . بعضي وقت ها شروع لكنت زبان هنگامي است كه اطرافيان كودك سفر مي كنند . ويا بچه هايي كه در تمام روز با آن ها زياد گفتگو مي شود و داستان ها و قصه ها ي فراواني برايشان گفته مي شود و با اصرار از آنها مي خواهند حرف بزنند و آنچه را شنيد ه اند بار ديگر تكرار نمايند ، مخصوصا كودكاني كه بيشتر مستعد ابتلا به لكنت زبان هستند . همچنين لكنت زبان ممكن است زماني شروع شود كه پدر تصميم بگيرد كه مورد رعايت و انضباط و ديسيبلين سنگينتر مي شود . از طرف ديگر ترس هاي خيالي كودك عامل مهمي در بروز لكنت زبان است. پدر و مادري كه در مقابل چشمان كودك خويش به نزاع و بگو مگو مي پردازند ، با اين كار خويش موجبات لكنت زبان بچه را فراهم مي گنند و به طور كلي كانون خانوادگي در تكلم كودك اثر مستقيمي به وجود خواهد آورد . در ميان بچه ها آن كودكي كه هيجان دارد و كم و بيش ناراحت است زبانش موقع صحبت كردن مي گيرد و اين به علت آن است كه مكانيسم بيان كه تازه در كودك به كار افتاده است بسيار حساس و ناقص است و هنوز به اندازه كافي تمرين نداشته كه به صورت يك عمل عادي در آيد . بهمين جهت كار اين مكانيسم را كوچكترين ناراحتي يا عدم تكامل جسمي و روحي مختل مي سازد و لكنت زبان را به وجود مي آورد . لكنت زبان بيشتر در ميان كودكان دو سال تا سه ساله مشاهده مي شود . اين دوره اي است كه كودك به سرعت به يادگيري كلمات و جملات مي پردازد و سعي مي كند اين آموخته ها را مورد استعمال قرار دهد .علاقه و اشتياق كودك به آموختن كلمات و بيان آنها معمولا بيش از قدرت او در زمينه بيان است . به اين ترتيب به آن مي ماند كه ماشيني بيش از اندازه معين بار كند يا از آن كار بكشند ، طبيعي است كار آن موقتا دچار اختلال خواهد شد . در بعضي مواقع كودك دو يا سه ساله به علت امور زندگي بيش از آن گرفتار است كه بتوند لااقل روزي نيم ساعت به شيرين بياني كودك خود گوش فرا دهد . در برخي مواقع نيز مادر خسته است و با عصباني يا بيحوصلگي دهان بچه را مي بندد و او را وادار به سكوت مي كند . در چنين مواردي لكنت بچه شديد تر مي شود و اگر مبتلا به لكنت زبان هم نباشد دچار اين عارضه خواهد شد . در اين مرحله كودك دو نوع محروميت را تحمل كرده است ، اول آنكه نتوانسته است حرف بزند و نيت قلبي خويش را به زبان بياورد ، دوم آنكه مورد بي مهري مادر واقع شده و قيافه عصباني و تند اورا ديده است مسلماً اين كار آساني نيست كه مادر كارهاي خانه را رها كرده و با حوصله و بردباري و قيافه متبسم به سخنان بچه گوش بدهد . اما نبايد از ياد برد كه كودك در اين مرحله به چنين توجهي نياز فراوان دارد. 3- عوامل زیستی: الف ) ژنتیک: در بعضي مواقع لكنت زبان در ميان افراد يك خانواده شايع است يعني مثلاً پدر و مادر ، عمو كم وبيش لكنت زبان دارند ، طبيعي است در اين موقعيت بايد انتظار داشت كه كودك هم لكنت زبان پيدا كند . اين جريان به علت توارث نيست بلكه كودك كه تازه به حرف آمده اصولا يك مقلد است و اين زبان گرفتگي را از بزرگتر ها تقليد مي كند . مورد ديگر آنكه لكنت زبان در پسرها بيشتر از دخترها شايع است . و لكنت زبان اغلب ارثي است . ب) عدم غلبة طرفي مغز : بعضي وقت ها شروع لكنت زبان هنگامي است كه اطرافيان كودك را كه چپ دست است به راست دستي تبديل نمايند . در مغز ، مركز كنترل سخن گفتن ، به مركز كنترل دستي كه به طور طبيعي براي كار كردن مورد رجحان شخص است خيلي نزديك و مجاور است ، هنگامي كه بچه اي را مجبور مي كنيد دست ديگرش را كه ( مورد رجحان او نيست ) به كار برد به نظر مي رسد كه دستگاه خود كارعصبي براي حرف زدن گيج شده است . عده اي عدم غلبة طرفي مغز را در پيدايش لكنت زبان موثر دانسته اند . مغز انسان از دو نيمكره تشكيل شده است . هر كدام از اين دو نيمكره ، فرمانها را در جهت مخالف به اعضاي بدن مي فرستد ، يعني اعضاي سمت راست بدن از نيمكرة چپ مغز و اعضاي سمت چپ بدن از نيمكرة راست ، فرمانها را دريافت و اجرا مي كنند . براي آنكه هر يك از اعضاي بدن بتواند وظايف خود را بدرستي انجام دهد ، لازم است يكي از نيمكره ها ، فعاليت مسلط خود را از دست بدهد و نيمكره فعال ديگر شود ؛ در غير اين صورت در يك زمان دو فرمان به يك عضو خواهد رسيد و بر اثر ايجاد تعارض فرمان صادره قابل اجرا نخواهد بود . بر اساس تحقيقات انجام شده د ر90 تا 95 درصد افراد ، غلبه با نيمكره چپ مغز است و آنان از اعضاي سمت راست بدن استفادة بيشتري مي كنند و راست دست هستند . غلبة طرفي مغز معمولا در سنين دو تا پنج سالگي حاصل مي شود . والدين و مربيان و مشاوران بايد بدانند كه اگر بخواهند كودك چپ دست را با زور به نوشتن و كار كردن با دست راست وادار كنند ، يا بر عكس ، احتمال پيدايش لكنت زبان وجود دارد ؛ از اين رو ، بر معلمان واجب است كه اعضاي غالب بدن كودك را در بدو ورود به مدرسه به دقت بشناسد و بر اساس آن ، آموزش و پرورش كودك را آغاز كنند .براي تشخيص دست غالب كافي است توجه شود كه كودك كارهايي نظير باز كردن درب اتاق ، مسواك زدن ، نوشتن و برداشتن اشيا ء از زمين را با كدام دست انجام مي دهد . درمان : بسياري از والدين كه مشاهده ميكنند كودكشان قادر به حرف زدن نيست او را به حال خود رها مي كنند در حاليكه ممكن است اين ناتواني عارضي باشد و اگر در دوران كودكي از تمرين با او خود داري نمايند بعد از درمان آن بسيار مشكل خواهد بو . اگر بچه اي توانست دو يا سه كلام را ياد بگيرد و آنرا تكرار نمايد اين كودك مبتلا به لكنت زبان نيست و مربي بايد استعداد او را تحريك كند ، در روانشناسي تدابيري به وجود آورده اند كه ابتدا با آزمايش تصوير ذهني فكر او را تقويت مي كنند و سپس اين تصويرات ذهني را طبقه بندي نموده از آن كلمات كوچكي براي كودك مي سازند و وادارش مي كنند در هر روز دو يا سه كلام آنرا تكرار كند و از آن جمله بسازد و با اين روش موفق مي شوند عقب ماندگي اورا جبران نمايند و يا لااقل بعد از يكسال از سن عقلي آنها را جلوتر برده اند . لكنت گروه كثيري از الكنها اگر به موقع مراجعه كنند قابل درمان است . هدف از درمان آلكن آن است كه :نخست ، حروف و كلمات غلط و ناموزون او به حروف و كلمات درست و موزون تغيير يابد ، دوم : ناراحتي ها و نگرانيهاي رواني الكن كاهش يافته ، يا از بين رود ؛ سوم : اعتماد به نفس ، در الكن ايجاد و تقويت شود و از گوشه گيري و احساس حقارت رهايي يابد : چهارم : رفتار اطرافيان با الكن بهبود يافته ،ديگران او را به باد تحقير و تمسخر نگيرند ؛ پنجم : اختلالات عصبي و ضايعات جسمي او تحت درمان قرار گيرد . درمان لكنت زبان تدريجي است و بايد هر چه زودتر شروع شود . درمان قبل از هفت سالگي نتايج مطلوبي دارد . براي درمان ابتدا بايد وضعيت زندگي و نوع لكنت به خوبي شناخته شود. اطلاع دقيق از زمان آغاز تكلم ، نحوة سخن گفتن و خصوصيات شخصيتي اطرافيان و چگونگي آغاز و علل لكنت زبان ضروري است . علاوه بر روان درماني و مشاورة كودكان الكن ، موارد زير بايد مورد توجه دقيق قرار بگيرد . 1ـ الكن به هيچ وجه مورد ترحم اطرافيان قرار نگيرد و لكنت زبانش به او بازگونشود . در موارد بسيار بايد با الكن به گونه اي عمل شود كه گويي هيچگونه اختلافي ندارد.در عين حال از انجام دادن هر گونه عملي كه باعث تشديد احساس حقارت و تمسخر او شود به شدت جلوگيري به عمل آيد ؛ براي نمونه ، برخورد معلم در كلاس با كودك الكن بايد به گونه اي باشد كه اعتماد به نفس او را افزايش دهد . در اين زمينه توصيه مي شود معلم با قرار قبلي با كودك الكن و اطمينان از اينكه درس را به خوبي مي داند ، او را در زمان كوتاه و به طور تدريجي مورد سؤال قرار دهد و پيشرفتش را تشويق كند . معلم هيچگاه نبايد الكن را به صحبت كردن د رحضور جمع وادار سازد . 2ـ الكن تشويق شود كه آهسته و شمرده صحبت كند و كلمات را به آرامي بگويد و با صداي بلند درجمع سرود بخواند . به هيچ وجه الكن را نبايد در پاسخگويي به سوال شتابزده كرده و در برابر پاسخهايش به عيب جويي و خرده گيري پرداخت . 3ـ بايد با الكن هنگام سخن گفتن تماس چشمي برقرار ساخت و به گفته هايش با دقت گوش فرا داد و او را به سخن گفتن تشويق كرد و هيچگاه نبايد حرفش را قطع كرد . همچنين به الكن بايد آموخت كه هنگام تكلم به تدريج به ديگران نگاه كند . 4ـ والدين نبايد نگراني خود را از نحوه تكلم كودكشان بروز دهند و نبايد او را تحقير و مسخره كنند و بايد از دادن نامهاي نادرست ونامناسب به او جداً بپرهيزند . 5ـ الكن از رژيم غذايي خاصي استفاده كند و از خوردن غذاهاي تند و محرك بپرهيزد .و اقدامات مربي جهت درمان لكنت زبان مي تواند عبارت باشد از : 1ـ كوشش در جهت شناخت مقدماتي دانش آموز با استفاده از فنون مناسب و امكان پذير نظير مشاهده ، مصاحبه ، بررسي پرونده تحصيلي و … 2ـ مذاكره با والدين دانش آموز به منظور عطل توجه آنان به حل مشكل از طريق مراجعه به پزشك و … 3ـ جلب توجه والدين به ايجاد محيط خانوادگي عاري از نزاع و اختلاف توأم با محبت و عواطف مطلوب و د رنظر گرفتن اين مسأله كه كودك با موقعيت هاي ناراحت كننده و هيجان انگيز مواجه نشود .4ـ مصاحبه با دانش آموز و جلب علاقه و ايجاد انگيزه در او براي حل مشكل وضمناً كم اهميت جلوه دادن مسأله . 5- پيش بيني فعاليت هاي موفقيت آميز براي دانش آموز جهت بهبود موقعيت او در كلاس و ايجاد اعتماد به نفس و ضمناً ياد آوري مي شود كه برخي از كودكان الكن در مورد تلفظ صداهاي خاصي دچار اشكال مي شوند ، براي اينگونه كودكان مي توان جملاتي جهت تمرين پيش بيني كرد كه اين گونه صداها در آن كمتر وجود داشته باشد . 6- طرح برنامه دراز مدت و استمرار جريان كمك به دانش آموز ، زيرا مسائلي از اين قبيل در كوتاه مدت قابل حل نيست . 7- فعاليتهاي شفاهي و كلامي در حد توانايي در برنامه او قرار گيرد . و اصولاً مجبور به صحبت نشود ، بلكه بايد به ايجاد انگيزي جهت صحبت كردن در او توجه داشت . 8- معلم نبايد كلام دانش آموز را قطع كند و به جاي او سخن گويد بلكه بايد به او فرصت دهد تا آرامش خود را باز يابد و به صحبت ادامه دهد ، ضمناً بهتر است فعاليتهاي دانش آموز در گروه صورت گيرد . 9- جلب توجه دانش آموز به عادات مفيد تنفس 10- توجه به ترسها و حالات عاطفي كودك و حسادت ، عصبانيتها ، اضطراب ، نگرانيهاي مداوم و عدم اطمينان خاطر 11- مشورت با ساير همكاران جهت اتخاذ خط مشي مشترك در مورد كمك به دانش آموز 12- تقويت نظام اعتقادي و ايماني دانش آموز ، بعنوان مهمترين عامل جهت ثبات شخصيت و حفظ سلامتي روحي در مواجهه با كليد نارسائيهاي رفتاري مورد نظر است . مربيان مي توانند با اتكاء به نيروي داوري و خلاقيت خويش طرف مؤثرتر و مناسب تري برگزينند .
منــابـع 1-آزاد ، حسيني . روانشناسي مرضي كودك تهران : پاژنگ ، چاپ سوم ، 1368 2ـ انوشفور ، ابوالفضل ، « روش تدريس فارسي ابتدايي دوره كارداني « ، تهران : چاپ و نشر ايران ، 1373 3- بازرسان انگلستان ، « آموزش و پرورش پيش دبستاني » ، ترجمه : قاسم قاضي ، تهران ، جهاد دانشگاهي ، چاپ سوم ، 1373 . 4- جينز برگ هر برت ميلويااوپر ، « رشد عقلاني كودك از ديدگاه ـ پياژه » ، ترجمه : فريدون حقيقي و فريده شريفي ، تهران : فاطمي ، چاپ اول ، 1372 . 5- جيبي ، زهرا ‹‹ خروه درس روانشناسي بازي ›› دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان ، 1367. 6- ديويي ، جان ‹‹ قصه گويي نمايش خلاق ›› 7- سعيدي ، م ، « روانشناسي و پرورش كودك » ، تهران : بنياد ، چاپ سوم . 1368 . 8- شفيع آبادي ، عبدالله ، « راهنمايي و مشاهده كودك » ، ، تهران: سمت ، چاپ سو م 1374. 9- عظيمي ، سيروس ‹‹ اصول روانشناسي عمومي ›› تهران : : دهخدا ، چاپ دهم ، 1360. 10- لوريا آ . ار و اف . يا پوريچ ‹‹ زبان و ذهن كودك ›› ترجمه : بهروز غرب دفتري ، تبريز : نيما ، چاپ دوم ، 1368 . 11- لوريا آندوا ، « رشد و آموزش زبان در كودكان دبستاني » . ترجمه : محمد جعفر مدبر نيا ، تهران دنياي سفر ، چاپ اول ، 1373 . 1- ماسن ، پاول هنري و ديگران ، « رشد و شخصيت كودك » ترجمه : جمشيد ياسايي ، تهران : نشر مركز ، چاپ سوم ، 1370 . 14- جان ای .گلاور و راجرز اچ . برونینگ " روان شناسی تربیتی اصول و کاربرد" ترجمه : علینقی خرازی،تهران: دانشگاه تهران، 1385
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
کنترل زبان و درست سخن گفتن پدید آورنده : حجة الاسلام و المسلمین محمد محمدی اشتهاردی ، صفحه 18
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 11:38 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
((هًوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْاُمِيّيّنَ رَسُولاً مِنْهًمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَيُزَكيهِمً وَ يَعْلِمُهُمُ الْكِتابَ وَ الُحِكْمَهَ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ)) (سوره جمعه آيه 2) ((اوست خدايي كه در ميان افراد فاقد سواد و ناآشنا به خواندن و نوشتن پيامبري از ميان همان مردم برانگيخت تا آيات وحي الهي را بر آنان تلاوت كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك سازد و كتاب آسماني و حكمت و دانش به آنان بياموزد ، گرچه اين افراد پيش از اين در سرگشتگي و گمراهي بودند)) . تعريف زبان : زبان وسيله اي است براي فهم و بيان افكار و عقايد و احساسات و عواطف و ايجاد تفاهم بين افراد بشر، زبان مجموعه اي است از نشانه هاي صوتي قراردادي كه بر معاني و مفاهيم موجودات دلالت مي كند و وسيله اي است كه تفهيم و تفاهم را ميسر مي سازد . انسان به وسيله گفتن و نوشتن ، افكار ، اميال و تصورات خويش را به ديگران مي فهماند و با گوش دادن و خواندن از تراوشهاي فكري و تجارب ديگران آگاه مي گردد . بنابراين مفهوم زبان در آموزش و پرورش شامل كليه مهارت ها و امكاناتي است كه موجبات تفهيم و تفاهم را فراهم مي سازند . كسي زباني را مي داند كه بتواند با آن زبان فكر كند ، سخن بگويد ، بخواند و بنويسد ، يعني بتواند از همه وسايلي كه براي تفهيم و تفاهم وجود دارد استفاده كند . زبان انواع مختلف دارد مانند زبان شنيدني ، ديدني و ... اما از ميان همه انواع زبان ها ، زبان شنيدني يا گفتاري از لحاظ تنوع و وسايل بيان بر ديگر زبان ها برتري دارد كه غالباً با زبان ديدني همراه است . حركت هاي دست و چهره با سخن معمولاً مطابقت دارد ، پس حالات چهره خود يك نوع زبان ديدني است . اهميت زبان و نقش آن : گرچه ارزش انسان بداشتن عقل و اراده و اختيار است كه بار امانت بر دوش دارد وخليفه الله مي باشد ، اما خداوند در قرآن كه خود از نظر كلام معجزه است ، در سوره الرحمن در مورد زبان فرموده است : ((اَلرَّحْمنُ - عَلَّمَ الْقُرانَ - خَلَقَ الْاِنْسانَ - عَلَّمَهُ الْبَيانَ)) ((خداوند مهربان ، خواندن آموخت و انسان را خلق كرد و به او نطق و بيان تعليم داد)). زبان در اجتماع ساخته و پرداخته مي شود و يكي از پيوندهاي محكم اجتماعي است كه بين اجتماعات وحدت ايجاد مي كند . مسلمين موظفند كه فرضيه نماز را به زبان واحد (عربي) بخوانند و يكي از اهداف اين عمل ايجاد انسجام و وحدت بيشتر بين مسلمين است . زبان تا آن درجه اهميت دارد كه افلاطون انسان را حيواني ناطق تعريف مي كند . فردوسي مي گويد : به نام خداوند جان آفرين حكيم سخن در زبان آفرين انسان از راه زبان به افكار ديگران پي مي برد و ديگران را از مقاصد و نيات خود آگاه مي سازد . علاوه بر اين زبان وسيله درك حقايق و حركت انسان به سوي كمال است . زبان گويا و قلم توانا و فهم قوي و گوش حساس ، با رشد شخصيت رابطه مستقيم دارد و مربيان مي توانند با پرورش و تقويت قوه بيان و تحريك ذوق ادبي اطفال يكي از قوي ترين موجبات كاميابب هاي اجتماعي آنان را فراهم آورند . كسي كه نيكو سخن مي گويد و قلم شيوا دارد و قادر است كه مطلب خويش را خوب ادا كند ، معمولاً در زندگي كامياب مي شود و كسي كه نتواند منظور خود را خوب بيان كند غالباً دچار شكست مي گردد . به وسيله زبان ، تمدن و فرهنگ بشري از يك نسل به نسل ديگر و يا از يك ملت به ملت ديگر، نشر و گسترش مي يابد . زبان كامل ، در ايجاد تمدن و فرهنگ نقش اساسي دارد و رشد تمدن و فرهنگ نيز موجب تحول و پيشرفت زبان مي شود . هدف هاي زبان آموزي : 1- يادگيري جنبه هاي نظري و عملي زبان يا يادگيري مسائل خبري و يادگيري مهارت هاي كاربردي . 2- درك مفاهيم مختلف از طريق گوش دادن و خواندن و ارائه و انتقال دقيق حاصل تجارب ، نگرش ها و برداشتهاي خويش به ديگران از طريق گفتن و نوشتن . 3- ايجاد زمينه براي پيدا كردن جهان بيني اسلامي و تربيت انسان هاي مكتبي بر اساس معيارهاي اسلامي . 4- پرورش قواي ذهني ، تلطيف عواطف ، كشف استعدادها و كوشش در جهت شكوفايي آنها. 5- احساس مسؤوليت در قبال جامعه و داشتن روحيه انتقادي و امر به معروف و نهي از منكر . 6- رسيدن به مرحله خودآموزي . هدف هاي هر يك از مواد درسي در ارتباط با يكديگر و در جهت تحقق هدف هاي كلي و نهايي تعليم و تربيت است و منظور آنست كه كودكان امت اسلامي انسان هايي تربيت شوند كه داراي ويژگيهاي فوق باشند . تحقيقات علمي نشان داده است كه : در پنج سال اول زندگي مهمترين هدف براي زبان آموزي گسترش دامنه لغات و يادگيري رمزهاي گفتاري است . كودك در اين دوران براي هر چيزي كه احساس مي كند ، مي خواهد كلمه يا نامي ياد بگيرد . در اين سنين كودك شيفته شنيدن داستان است و خوب مي تواند به شرح حالهايي كه متناسب با ذوق و رغبت اوست ، گوش فرا دهد . در اين دوره انتظار ما از كودك ، در زمينه زبان ؛ برقراري ارتباط كامل با والدين و همبازي ها، شركت در محاوره هاي كودكانه ، بيان داستان و گوش دادن به شرح حال ها مي باشد . در سال هاي اول و دوم ابتدايي ، هدف زبان آموزي ، شناساندن و ياد دادن رمزهاي تصويري يا تعليم حروف الفبا و كلمات مي باشد . همچنين كودك بايد كم كم به انتظار هم فكر و انديشه در بيان توجه كند و نيز دامنه ارتباط هاي كلامي او توسعه يافته و با افرادي غير از افراد خانواده و همبازي ها بتواند ارتباط لفظي برقرار كند . در سال هاي آخر دبستان و دوره راهنمايي از اهم هدف هاي زبان ، ايجاد نظم فكري ، بيان افكار به صورت شفاهي ، گوش دادن به مدت طولاني تر ، ابراز نظر و بيان عقيده و بالاخره درك تركيبات زباني و شناسايي قواعد دستور زبان مي باشد . عوامل مؤثر در پيشرفت زبان آموزي الف- تجربه : پايه و اساس يادگيري زبان تجربه است و تجربه يا به صورت مستقيم است و يا غير مستقيم. 1- تجارب مستقيم - منظور از تجارب مستقيم يا دست اول ، آن دسته از تجارب است كه از تماس مستقيم كودك با اشياء حاصل مي شود . كودك پس از رسيدن به مرحله اي از رشد حسي و حركتي شروع به لمس و دستكاري اشياء مي كند و از آن تجربه اي مي گيرد . حاصل اين تجربه و دستكاري اولاً موجب شناخت نسبي اشياء و ثانياً نام و سپردن معني آن در ذهن است . 2- تجارب غير مستقيم - منظور از تجارب غير مستقيم ، يادگيري آن دسته از مفاهيم و معاني است كه توسط ديگران مستقيماً تجربه شده است و كودك از طريق دو حس بينايي و شنوايي آنها را مي آموزد . مانند معاني و مفاهيمي كه از راه شنيدن يا خواندن داستانها و شرح حالها ياد مي گيرد يا تجربياتي كه در ضمن مشاهده يك فيلم در سينما يا تلويزيون كسب مي كند . ب- تفكر : معلوم كردن اينكه چه مقدار از فكر در قالب كلمه ها و چه مقدار به صورت تصويرهاي ذهني و احساس مي باشد ، كاري دشوار است . همين قدر روشن است تا هنگامي كه جريان فعاليت مغزي تنها محدود به تجربه هاي حسي است ، به فكر كردن در قالب كلمه كمتر احتياج مي شود . تجربه و احساس كودك توليد تصورات ذهني مي كند و هر چه ميزان دانش او بالا مي رود اين تصورهاي ذهني با كلمه هاي مناسب همراه مي گردد . تفكر ، ذهني شدن اكتساب ها و تجارب و دريافتهاي حواس است و به همان صورت نشانه اي و رمزي ، در ذهن پايدار و نگهداري مي شود . هر انديشه و فكري كه از ذهن ما عبور مي كند ، مجموعه يا تلفيقي از تجربه ها و دريافت هاي قبلي است . روان شناسان ارتباط بين تفكر و زبان را چنان صريح و مستقيم مي دانند كه برخي اساساً تفكر را سخن گفتن بي صدا تعريف كرده اند . وظيفه آموزگار اين است كه به وسعت تجربه ها و احساس شاگردان ، كه در واقع به منزله غذاي فكر است ، بپردازد و كوشش و مراقبت كند تا شاگردان واژه هاي ضروري را براي بيان افكار و تصورات خود در دسترس ذهن داشته باشند . آنگاه آموزگار بايد به ايجاد موقعيت هايي براي اظهار و بيان (مانند استدلال ، مقايسه ، قضاوت ، گزارش و ...) كمك كند تا كودكان در شرايط طبيعي و واقعي ياد بگيرند كه انديشه ها و احساس هاي خود را چگونه در قالب لفظ ها بريزند و بدين ترتيب هم در نيروي ايجاد فكر و هم در مهارت بيان فكر پيشرفت كنند . بالاخره روان شناسان به اين نتيجه رسيده اند كه استعداد يا توانايي بالقوه براي يادگيري زبان چيزي است كه ما از طريق وراثت در هنگام تولد با خود به دنيا آورده ايم و ساختمان عصبي هيچ حيواني براي يادگيري زبان مجهز به چين دستگاهي نيست و يادگيري و استعمال زبان به عنوان دستگاهي از علائم آوايي قراردادي اختصاص به انسان دارد . زبان تنها شرط و تنها عامل مؤثر در فعاليتهاي عالي ذهن چون تفكر نيست ولي شايد مهمترين عامل است ، اما زبان توانايي در تفكر و ديگر فعاليتهاي ذهن را به ميزان معجزه آسايي بالا مي برد . تا جايي كه مي توان گفت تفكر و استدلال در مراحل بسيار مجرد از زبان غير قابل تجزيه است . در اين مراحل تفكر يعني زبان و زبان يعني تفكر . بدون زبان مي توان تصور كرد كه تفكر و ديگر فعاليتهاي عالي ذهن در انسان وجود داشته باشد ولي مسلماً اين فعاليتها در مراحل ابتدايي باقي مي مانند . چنانكه در بسياري از حيوانات چون ميمون باقيمانده اند . و هرگز تا حدي كه در انسان است پرورده نشده اند . ج- رشد : رشد به مجموعه تغييرات جسمي و رواني گفته مي شود كه در طول زندگي انسان پديدار مي شود و موجب كمال او مي گردد . در آموزش زبان مسئله رشد بايد از جنبه هاي ذيل مورد دقت قرار گيرد : 1- رشد ذهني و ميزان هوش - اگر هوش را به توانايي در سرعت فهم معني كنيم و كليه فعاليتهاي ذهن از جمله : دقت ، شناسايي ، حفظ ، يادآوري ، استدلال ، ابتكار و غيره را مربوط به آن بدانيم ، بايد قائل شويم كه پيشرفت در آموزش زبان كه بر پايه درك و فهم معاني و حفظ و يادآوري صورتهاي سمعي و بصري واژه ها استوار مي باشد ، با ميزان هوش و ذكاوت نوآموز بستگي كامل دارد . 2- رشد عاطفي و اجتماعي - سازگاري نوآموز با محيط مدرسه و شركت كردن در فعاليتهاي دسته جمعي ، نداشتن حواس پرتي و دقيق بودن به مطالب هنگام تدريس ، نترسيدن، كمرو نبودن و برخورداري از آرامش خاطر و اعتماد به نفس كه از جمله علائم بارز رشد عاطفي و اجتماعي به شمار مي رود ، از عوامل مؤثر در زبان آموزي و پيشرفت آن است . معلم بايد به اختلافات فردي شاگردان توجه داشته باشد و طوري با آنان عمل كند كه شخصيتشان درهم شكسته نشود و علائق و خواسته هايشان سركوب نگردد مخصوصاً افراد منزوي و عزلت طلب و تكرو كلاس و آنهايي كه نواقص عضوي يا عقده هاي روحي دارند بشناسد و با تشويق و دلگرمي ، اعتماد خاطر در آنان بوجود آورد و زمينه هاي مساعدي براي شركت دادن در فعاليت هاي كلاس در اين دسته فراهم سازد . معلم موظف است در همه حال به شخصيت كودكان احترام گذارد و براي برانگيختن رغبت كودكان به درس ، احتياجات ايشان را در نظر گيرد و با هر كسي مطابق قوه و استعدادش عمل كند . به كارش علاقه مند و با شاگردان دوست و مهربان باشد . 3- رشد جسماني - سلامت حواس - موفقيت نوآموز در هر امري بستگي به تندرستي يا رشد طبيعي بدن او دارد . توانايي جسمي كه عامل مهمي در تأمين شادابي كودك دارد در پيشرفت آموزش زبان نيز مؤثر است . حواس سه گانه شنوايي ، بينايي و گويايي نقش مهمي در يادگيري لغات و زبان آموزي دارد ، اگر نقص و يا ضعفي در اعضاي حواس مزبور راه يابد يا به واسطه نشنيدن تلفظ صحيح لغات و عدم دقت در صورت بصري كلمات و ناتواني در بيان و تلفظ درست و روشن ، در اركان سمعي و بصري زبان پيشرفت حاصل نمي شود . همه تجارب آدمي اعم از مستقيم و غير مستقيم از طريق حواس كسب مي شود ، بنابراين فقدان هر حس ، سبب نداشتن تجربه هاي مربوط به آن حس مي شود . مثلاً كسي كه فاقد حس بينايي است ، تجارب مربوط به شكل اشياء ، رنگ ، نور و فاصله را نخواهد داشت . لازم است معلم قبل از شروع كار بخصوص دراول سال از سلامت دو حس بينايي و شنوايي شاگردان با وسايلي هر چند ابتدايي مطلع شود . د- محيط (خانواده - مدرسه - اجتماع) : 1- خانواده : كودك اولين درس هاي زبان آموزي را معمولاً در خانه شروع مي كند و اولين معلم زبان آموز او مادرش مي باشد . تبسم و صداي مادر ، نخستين پاسخ ها را در كودك بر مي انگيزد . هرگاه مادر به كودك آزادي عمل و اجازه بيان و ابراز احساس را بدهد و به تناسب رشدي كه مي كند او را ياري كند ، رشد زباني كودك بهتر و موفقيت آميزتر خواهد بود . كودكاني كه در موقعيت طبيعي خانواده زبان آموزي را شروع مي كنند و در طول روز با مادر خود هستند بهتر و بيشتر از كودكان مؤسسات خيريه يا كودكاني كه در روز دور از مادر هستند (به علت مشاغلي كه مادران دارند) زبان را فرا مي گيرند . علاوه بر نقش مادر ، انگيزه ها و محرك هاي خانوادگي در كيفيت و تكامل زبان مؤثر است . مثلاً عواملي مانند اطرافيان ، همبازيها ، وجود كتاب و مواد خواندني ، سطح فرهنگ و دانش والدين و اطرافيان مي تواند در كيفيت و پيشرفت زبان كودك مؤثر باشد . هرچه فاصله سني اطرافيان كودك بيشتر باشد ، كودك نياز بيشتري به سخن گفتن خواهد داشت و در نتيجه پيشرفت بيشتري در زبان مي كند . مثلاً دوقلوها پيشرفتشان در زبان آموزي كمتر از بچه هاي تك مي باشد . رفاه نسبي خانواده در زبان آموزي تأثير مثبت دارد . اين امر شايد به علت فراهم ساختن وسايل و امكانات براي غني ساختن تجارب كودك مي باشد و يا والدين از دانش و فرهنگ بيشتري برخوردارند و بيشتر با كودكانشان به گفتگو مي پردازند . 2- مدرسه : اين فضا گاه كودك را براي هميشه خاموش مي كند و از سخن گفتن ، كه تا اين زمان به خوبي از عهده آن برآمده بود ، باز مي دارد و گاه بيش از پيش امكانات و انگيزه هاي سخنوري و شاگردان و بين خود شاگردان برقرار باشد تا كودك در اين مكان احساس آزادي بيشتري براي بيان افكار و عقايد خود بكند و مطمئن باشد كه مورد آزار و تمسخر قرار نمي گيرد . محركهاي سخنوري در مدرسه بايد طوري باشد كه بتواند امكانات محدود خانه را جبران كند . اگر در كلاس درس كتابخانه كوچكي با چند كتاب متناسب با سن و فهم بچه ها باشد ، يا مقداري مواد مانند مقوا ، چسب ، قيچي و كاغذ براي كاردستي و نقاشي در دسترس كودك قرار گيرد ، در آن صورت محيط مادي كلاس بيشتر مي تواند به رشد و توسعه زبان كمك نمايد . معلم مبتكر و كاردان مي تواند ، مقدار زيادي وسايل ارزان قيمت كه ارزش آموزشي داشته باشند به كمك خود بچه ها فراهم آورد . جمع آوري عكس هاي آموزشي ، كاشتن چند گياه يا گل ، تهيه مجموعه هاي مناسب از گياهان ، سنگ ها ، گل ها و ... در هر روستا و شهري امكان پذير است . اما آنچه مهم است به كار گرفتن اين وسايل و ايجاد شوق و ذوق براي مطالعه ، گفتن ، گوش دادن ، گزارش دادن و بحث و مذاكره مي باشد و در كار آموزش زبان ، معلم مانند والدين و گاهي بيشتر از آنها بر روي بچه ها تأثير دارد . صداي معلم و طرز بيان او و نحوه تلفظ كلمات و خيلي از رفتارها و مهارتهاي زباني او سرمشق و نمونه اي براي دانش آموزان مي باشد . خصوصيات زباني معلم اغلب از طرف بچه ها مورد تقليد قرار مي گيرد . اين تقليد و تأثيرپذيري ، در كلاس هاي پايين تر بيشتر است . بنابر اين معلمان مدارس ابتدايي بايد در گفتار و رفتار خود بسياري از نكات مهم زبان مانند خوب گوش دادن به سخن ديگران ، دقت در گفتار ، نكته سنجي ، عفت در كلام ، موقع شناسي در گفتن ، به موقع سكوت كردن و بسياري از لطايف و ظرايف سخنوري را عملاً به بچه ها ياد بدهند . يكي از عوامل مهم ايجاد خستگي زودرس در كلاس كيفيت صداي معلم است . صدا بايد دلنشين ، رسا ، نه كوتاه و نه بلند و مكثها و تكيه ها و زيرو بم هاي آن بجا باشد و ناآگاهانه كلمه خاصي تكرار نشود . 3- اجتماع : جامعه مانند آزمايشگاهي براي رشدوتكامل و كاربرد زبان است ، تماس هاي اجتماعي كودك از طرفي ، وجود پاره اي عوامل اجتماعي يا ارتباطي مانند روزنامه ، مجله ، كتاب ، راديو و تلويزيون از طرف ديگر در كيفيت و سطح زبان كودك اثر فراواني مي گذارند . گردش هاي علمي و اردوهاي تربيتي كه به نحوي تماس كودك را با جامعه و محيط زندگي او بيشتر مي كند ، در امر يادگيري زبان بسيار مؤثر و مفيد است . تأثير راديو و تلويزيون نيز در جريان رشد زبان بسيار بارز و چشم گير است ، امروزه در بسياري از كشورها براي بچه ها برنامه هاي متنوع و خاصي از تلويزيون يا راديو پخش مي كنند و در زمينه هاي زبان آموزي علوم و مهارت ها و نيز آشنايي با فرهنگ ها و زندگي ساير مردمان در نقاط ديگر جهان اطلاعات زيادي كسب مي كنند . اركـان زبـان آمـوزي شنيدن و خواندن ، وسيله اي است براي پي بردن به افكار ديگران و گفتار و نوشتن وسيله اي است براي آگاه ساختن ديگران از مقاصد و افكار خود . بنابر اين كليه كوششهايي كه در زمينه آموزش زبان در دبستان انجام مي گيرد بايد در جهت پرورش اركان چهارگانه آن يعني ((شنيدن)) ، ((گفتن)) ، ((خواندن)) و ((نوشتن)) باشد . زبان به صورت يك كل يا يك مجموعه واحد عمل مي كند و تفكيك ناپذير است ، اما براي شناخت بهتر و بيشتر ، اركان مختلف آن را به طور جداگانه مورد مطالعه و بررسي قرارمي دهيم . گوش دادن ((فَبِشّرْ عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعْونَ اَحْسَنَهْ اْولئكَ الَّذينَ هَديهُمُ اللهُ وَاُولئكَ هُمْ اوُلوُا الْاَلْبابِ)) ((اي رسول (ص) ، بندگانم را به رحمت من بشارت ده كه چون سخن بشنوند نيكوترين آن را عمل كنند ، كه خدا آنها را به لطف خاص خويش هدايت فرموده است و آنان در حقيقت خردمندان عالمند)) . كودك از هفته دوم تولد به تدريج شنيدن را آغاز مي كند و به صداهايي كه مي شنود عكس العمل نشان مي دهد . اما اولين كلمات را حدود 11 ماهگي بر زبان مي آورد ، او در طول اين مدت بارها يك كلمه را شنيده و به دقت گوش داده است تا به مرحله گفتن و بيان آن كلمه رسيده است . مهارت گوش دادن هنري است كه نياز به آموختن دارد و چيزي غير از شنيدن مي باشد و بر معلمين است كه طريقه و چگونگي گوش دادن را به شاگردان بياموزند و وظيفه خويش را تنها به آموختن خواندن و نوشتن محدود نكنند . شنيدن ، انعكاس طبيعي محرك هاي صوتي در برخورد با دستگاه حواس در ذهن است ؛ اما گوش دادن مرحله اي بالاتر و عالي تر از شنيدن است . زيرا در گوش دادن ، فرد هدفي براي شنيدن دارد وبا دقت و تفكر و تأمل مطلبي را از ميان دهها موضوع ديگر بر مي گزيند و مي شنود . شنيدن تقريباً يك عمل غير ارادي است . هر موج صدايي كه در هوا توليد شود و به پرده صماخ برسد عمل شنيدن انجام مي گيرد . ولي گوش دادن عملي اكتسابي و مستلزم دقت و توجه است . (البته واژه ((شنيدن)) به مفهوم و پذيرفتن و اطاعت كردن نيز در زبان فارسي به كار مي رود .) الف – هدف هاي گوش دادن : - كسب آگاهي ها ودانستنيهاي مورد نياز . - تسلط در خوب گوش دادن و به خاطر سپردن رئوس مطالب اظهار شده از سوي ديگران . - تجزيه و تحليل و اظهار نظر در مورد گفته هاي ديگران هنگام درس ، سخنراني ، بحث و گفتگو . - تقويت حافظه سمعي . - آموزش تمركز حواس . - توانايي تشخيص مطالب مستند به حقيقت و واقعيت از آنچه از روي غرض و نظر خاصي اظهار مي شود . - پرورش دقت ، حوصله ، حلم و صبر و تفكر و درك ارزش . ب- اهميت گوش دادن : در تمام مدت زندگي ما از گوش دادن استفاده مي بريم و بر معلومات خود مي افزاييم . مثل معروف دو گوش و يك زبان در ادبيات ما ، حاكي از اين است كه در آداب اجتماعي ما به گوش دادن اهميت داده شده است . خداوند فرموده است : هنگامي كه قرآن تلاوت مي شود همگي سكوت كنيد و بدان گوش فرا دهيد . ((وَ اِذا قُرِيَ الْقُرانُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَاَنْصِتُوا)) آدمي فربه شود از راه گوش جانور فربه شود از حلق و نوش اگر كودكي به علت نقص عضوي قادر به شنيدن نباشد ، هر چند دستگاه گفتاري او بي نقص باشد ، باز قادر به سخن گفتن نخواهد بود . ج- انواع گوش دادن : 1- گوش دادن حاشيه اي يا گوش دادن منفي : اين نوع گوش دادن موقعي است كه شنونده ضمن انجام كاري ، سخن فرد ديگري را نيز بشنود . يا شاگردي ضمن انجام تكاليف مدرسه به راديو هم گوش فرا دهد . 2- گوش دادن با دقت : اين نوع گوش دادن معمولاً همان گوش دادني است كه معلمان و والدين در جريان تدريس يا اجراي دستور از بچه ها مي خواهند . در اين نوع گوش دادن، شنونده يا احترام خاصي براي گوينده قائل است و يا احساس نياز به مطالبي كه ابراز مي شود مي نمايد و معمولاً به طور كامل مي پذيرد . 3- گوش دادن تحليلي (انتقادي) : شنونده با دقت و با ديد انتقادي سخنان گوينده را مورد بررسي قرار مي دهد و با آگاهيهاي خود مي سنجد و حدود درستي و يا نادرستي سخن او را معين مي كند . د- مشكلات گوش دادن : برخي از نوآموزان در كلاس هاي ابتدايي (مخصوصاً سال هاي اول و دوم) به سختي به گفتار معلم گوش مي دهند . معلم بايد صبر و حوصله ، از عامل انگيزه و تحريك رغبت در اين گروه از بچه ها استفاده كند . نكته ديگر كه معلم بايد به آن دقت كند اين است كه در محيط خانه دانش آموز به طور فردي مخاطب قرار مي گيرد و در مدرسه ، به طور جمعي ، كه بايد به تدريج بچه ها را متوجه ساخت كه در كلاس معلم براي همه شاگردان صحبت مي كند نه براي عده معيني و همچنين معلم توجه داشته باشد كه نگاهش را بين همه شاگردان به طور يكسان تقسيم كند و از كسي غافل نگردد . مسئله ديگر طول زمان گوش دادن است كه بستگي به سن پيدا مي كند كه هر چقدر سن كمتر باشد ، زمان گوش دادن كوتاه تر است . بهتر است خود معلمين در اين زمينه تحقيق نمايند و مدتي را كه دانش آموزان كلاس در هر درس يا مطلبي مي توانند گوش بدهند بدست آورند و در جريان تدريس به كار برند . طول زمان گوش دادن به جالب بودن موضوع نيز بستگي دارد . معلم بايد تدريجاً دانش آموزان كلاس هاي ابتدايي را كه طبيعتاً دوست دارند فقط متكلم وحده باشند و ديگران به گفتار آنها گوش بدهند ، از اين حالت خارج ساخته و نحوه برخورد با جمع را به آنها ياد بدهند . از جمله بايد مواردي مانند رعايت نوبت در گفتگو ، رعايت اختصار در بيان مطلب ، رعايت زماني كه به هر شاگرد اختصاص دارد و بالاخره دقت كردن و گوش دادن به گفتار ديگران را با صبر و شكيبايي و خونسردي عملاً به بچه ها بياموزد . هـ - عوامل مؤثر در گوش دادن : شرايط و عواملي در پيشرفت گوش دادن مؤثرند كه مي توان آنها را از جنبه ها و ديدگاه هاي مختلف از جمله : شنونده ، گوينده ، موضوع و محيط مورد بررسي قرار داد . سلامت دستگاه شنوايي مهمترين عامل در گوش دادن است . چه بسيارند دانش آموزاني كه در كلاس درس بي دقت بوده اند ولي پس از آزمايشهاي طبي معلوم شده است كه نقص عضوي داشته اند . مهمترين علت اشتباه تلفظ كردن و يا غلط نوشتن كلمات ، درست نشنيدن صداها است كه خود نتيجه نقص عضوي است . مدت دقت در سنين مختلف فرق مي كند و هر چقدر موضوع مورد بحث مطلب جالب و رغبت انگيز و مورد علاقه و نياز كودك باشد ، بيشتر موجب جلب توجه شده و عمل گوش دادن بهتر انجام مي شود . دانش آموز بايد بداند كه چرا بايد به موضوعي گوش دهد و چه نتيجه اي عايد او خواهد شد و بالاخره هدف برايش روشن باشد . مطالبي كه بيان مي شود با ميزان هوش ، تجربه و ظرفيت دانش آموز تطابق داشته و موضوع سخن به اندازه فهم و به زبان شنونده بوده و دور از ذهن او نباشد . نحوه بيان مطلب در جلب توجه دانش آموزان تأثير دارد . صداي گوينده بايد مطبوع ، دلنشين و باندازه كافي بلند و رسا باشد و كودك هم آمادگي لازم براي درك مطالب ابراز شده را داشته باشد . شخصيت گوينده ، روشني و رواني مطلب ، نظم بيان ، طرز تلفظ و لحن صدا ، جالب بودن موضوع و طولاني نبودن گفتار را مي توان از عوامل مؤثر در گوش دادن ذكر كرد . محيط گوش دادن از نظر رواني و فيزيكي بايد مناسب باشد . گوش دادن در محل هاي پر صرو صدا كاري بس دشوار است . محيط آموزشي بايد در محلي نسبتاً آرام و دور از سرو صدا و عوامل مخل و مزاحم بنا شده باشد . و كلاس درس از حد اعتدال خارج نگردد و همچنين از نظر رواني ، آرامش روحي براي كودكان برقرار و از اضطراب و دلهره بر كنار باشند . اگر والدين و معلمان انتظار خوب گوش دادن از بچه ها را دارند ، بايد خودشان قبلاً با دادن پاسخ هاي مستدل و قانع كننده به سؤالات و كنجكاوي هاي كودكان اولين قدم را بردارند . چنانچه كودك براي سؤال هايش پاسخهاي قانع كننده از اطرافيانش بشنود ، از همان اوان پايه خوب گوش دادن در نهاد او گذاشته مي شود . و- آموزش هنر گوش دادن : آموزگار موظف است آداب گوش دادن را به شاگردان خود بياموزد . آدابي مانند : هنگام گوش دادن مؤدب و ساكت باشد ، كلام گوينده را قطع نكند ، نسبت به گفتار گوينده بي اعتنايي نشان ندهد ، پرسش ها و اشكال هايي كه ضمن گفتار برايش پيش مي آيد به خاطر بسپارد و يا يادداشت كند و در پايان با رعايت نوبت بپرسد و وقتي جواب شنيد تشكر كند . موقعيت هايي فراهم آورد كه شاگردان از همان ابتدا به ارزش و لذت خاموشي و عمق پر جلال و ابهت سكوت ، سكوت با عزم و اراده آشنا شوند . عادت دادن به مطالعه و رعايت اصول صحيح آن ، خود موجب عادت به سكوت و خاموشي و گوش دادن مي شود . اگر در ارزشيابي ها از سطوح بالاي حيطه شناخت چون تحليل ، تركيب و قضاوت پرسش مطرح شود ، موجب تأمل و تفكر مي گردد كه تمريني براي عادت به گوش دادن است . معلم بايد همواره سعي كند به عنوان سرمشق آهسته ، شمرده و واضح سخن بگويد و حتي الامكان از جملات كوتاه استفاده نمايد . ((وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ)) صوت خويش را ملايم كن . (سوره لقمان ، آيه 19) ز- علائم نقص شنوايي : مهمترين آثاري كه از روي آنها آموزگار مي تواند ضعف يا نقص شنوايي شاگردان خويش را در فعاليت هاي كلاسي تشخيص دهد ، عبارتند از : 1- علائم عضوي : كثيف بودن مجراي گوش ، سرماخوردگيهاي مزمن ، گوش دردهاي متوالي ، عدم موازنه و تعادل بدن هنگام ايستادن و راه رفتن ، غير طبيعي بودن ساختمان لاله و سوراخ گوش . 2- علائم صوتي : اشتباه در تلفظ لغات معمولي ، ادا نكردن يا جابه جا كردن بعضي از صداهاي كلمه ، بلندتر حرف زدن از حد طبيعي يا كوتاه تر از حد معمول صحبت كردن . 3- علائم رفتاري : گردانيدن سر به يك طرف در هنگام سخن گفتن كسي و پيش آوردن گوشي كه بهتر مي شنود ، تقاضاي مكرر براي تكرار تلفظ لغات و جملات ، چشم به دهان گوينده دوختن و خيره به او نگاه كردن ، بي اعتنايي نسبت به بحثها و گفتارهايي كه در كلاس انجام مي گيرد ، ايما و اشاره هاي زايد از اندازه در موقع سخن گفتن ، اشتباه پي در پي در اجراي دستورهاي آموزگار . 4- علائم رواني : خشمگيني و بدخلقي و زود از جا در رفتن ، اضطراب و هيجان دائمي ، خود را نسبت به ديگران خفيف و حقير احساس كردن ، عبوس و ابله نما بودن ، عدم تمايل به معاشرت و شركت در فعاليت هاي جمعي و اختيار انزوا و عزلت . وظيفه آموزگار است كه به بهداشت گوش توجه داشته باشد و با تشخيص شنوايي كودكان ، هر كدام را در جاي مناسبي بنشاند و در صورت لزوم ، ضعف شنوايي را با والدين در ميان بگذارد و به پزشك مراجعه دهد . توجه داشته باشد كه اينگونه شاگردان از طرف دانش آموزان ديگر مورد تمسخر قرار نگيرند و با ايجاد محيط عاطفي مناسب موجبات پيشرفت آنان را نيز فراهم سازد . ح- ارتباط گوش دادن با مواد ديگر برنامه : گوش دادن به همه فعاليت هاي كودك در دبستان ، كم و بيش ارتباط دارد و يكي از مهمترين فعاليت هاي يادگيري است . آموزگار بايد بداند كه نوع گوش دادن در دروس مختلف متفاوت است . گوش دادن براي لذت بردن با گوش دادن براي آموختن فرق مي كند . براي آموختن ، دقت بيشتري لازم است و از اين رو مدت آن بايد كوتاه تر باشد . گوش دادن براي شركت كردن در بحث يا به دست آوردن اطلاعات بخصوص هم با دقت بسيار همراه است و هم بايد با يادداشت كردن مطالب همراه باشد . اين كار مخصوصاً در كلاس هاي بالاتر دبستان بايد با دانش آموزان تمرين شود. ط- ارزشيابي از گوش دادن : از راه توجه دقيق به طرز رفتار و عمل فرد فرد دانش آموزان ، آموزگار مي تواند پيشرفت هر يك از آنان را در آموزش گوش دادن تشخيص بدهد و ارزشيابي كند . ملاك ارزشيابي آموزگار ممكن است پرسشهايي از اين قبيل باشد : آيا كودك به صحبت ديگران با علاقه و احترام و با تمركز حواس گوش مي دهد ؟ آيا پس از شنيدن گفتاري ، مي تواند مطالب اصلي و اساسي آن را بدرستي نقل كند ؟ آيا مي تواند پيغامي را بدون تغيير و تحريف برساند ؟ آيا قادر است بين مطالب منطقي و با ارزش و اظهارات توأم با مغالطه فرق بگذارد ؟ آيا با يك بار شنيدن بياني و راهنمايي و دستوري مفهوم و منظور را درك مي كند ؟ يا اينكه بايد اظهارات را تكرار كرد ؟ آيا پرسش هايي كه در پايان شنيدن گفتاري به عمل مي آورد دليل تمركز فكر و دقت و معرف هوش و فراست وي مي باشد ؟ ممكن است معلم ، هنگامي كه دانش آموزان در كلاس يا در يك گردهمايي مشغول گوش دادن هستند ، عمداً اختلالي در گوش دادن آنها به وجود آورد ، پس از آن به مشاهده عكس العمل و كيفيت گوش دادن مجدد دانش آموزان بسنجد . چنانچه گوش دادن سطحي و ضعيف باشد وادار كردن مجدد بچه ها به توجه و دقت ، بسيار مشكل است و گاه ممكن است كودكان نتوانند به كار قبلي خود بپردازند . چنانچه بچه ها به آساني به كار خود ادامه دادند، معلوم مي شود كه گوش دادن به صورتي عميق و خوب انجام گرفته است . گفتـن الف- اهميت سخن گفتن : سخن گفتن يا تكلم از مهمترين وسايل ارتباط فكري انسانها با يكديگر است . زيرا بدين وسيله است كه افراد عقايد و احساسات خود را براي يكديگر بيان مي كنند و به افكار يكديگر پي مي برند . سخن بزرگترين موهبتي است كه خداوند به آدمي اعطا نموده و او را اشرف مخلوقات نموده است . ب- انواع سخن گفتن : سخن گفتن يا بيان شفاهي را مي توان به انواع زير تقسيم نمود : گفتگو ، پرسش و پاسخ ، تلفن كردن ، سخنراني ، خطابه ، بحث ، مناظره ، مصاحبه ، مشاعره، بيان : شرح ، توضيح ، گزارش ، حكايت كردن ، مثل اوردن ، شوخي ، قصه گويي ، شعر از بر خواندن ، دكلمه كردن . ج- عوامل مؤثر در سخن گفتن : 1- سلامت دستگاه شنوايي (كه در فصل شنيدن پيرامون آن بحث شد) . 2- رشد بدني و ذهني در تكامل گفتار : ميزان رشد جسمي و رواني كودك در ميزان يادگيري لغات و اصطلاحات اثر مستقيم دارد . مربيان علاقه مند همواره براي تأمين سلامت جسمي و رواني دانش آموزان نهايت تلاش خود را مي نمايند . 3- عامل اجتماع در تكامل گفتار : محيط اعم از خانه ، مدرسه و جامعه بر روي انسانها از جهات مختلف تأثير مي گذارد و از جمله سخن گفتن ، چون نفس انساني خوپذير است . طبيعي است كه بچه هاي باهوش ، بهتر از كودكان كم هوش صحبت مي كنند و كودكاني كه رشد رواني آنها كاملتر است ، سخنانشان سنجيده تر و روشن تر از كودكاني است كه از لحاظ رشد رواني عقب افتاده مي باشند . تمرين نيز عامل بسيار مهم و مؤثر ديگري در كار سخن گفتن به شمار مي رود . دانش آموزاني كه در محيط زندگي و تحصيلي خود فرصت كافي براي صحبت كردن دارند به مراتب بهتر از كساني حرف مي زنند كه هرگز به آنها فرصت حرف زدن داده نمي شود . امكانات فرهنگي خانواده و خصوصيات عاطفي كودك در پيشرفت زبان و گسترش دامنه آن مؤثر است . د- نقش معلم در پرورش گفتار (موجبات پيشرفت و تكامل گفتار) : ايجاد شرايط مناسب و محيط مساعد براي توسعه قوع تكلم و پرورش حسن بيان از مهمترين وظايف مربيان و مسئولان مدارس ابتدايي است . براي يادگيري سخن و بيان سه مرحله متمايز وجود دارد : فهم كلمات ، بيان و كاربرد آنها در هر درسي بايد پيشرفت دانش آموزان در اين سه مرحله مورد نظر قرار گيرد و اقدامات . فعاليتهايي جهت پيشرفت هر يك پيش بيني شود . جريان آموزشي به نحوي ادامه يابد كه هر يك از كودكان احساس آزادي و راحتي در بيان افكار و عقايد خويش داشته باشند و جو كلاس عاري از استهزاء و عيبجويي باشد . معلم فعاليتهاي آموزشي را چنان طرح ريزي كند كه كليه شاگردان در حدي مطلوب و مشابه مجال و موقعيت سخن گفتن پيدا كنند . سؤالات به صورتي مطرح مي شود كه دانش آموز پاسخها را حتي المقدور ، به صورت جمله و عبارت كامل ادا نمايد . در ضمن ، ويژگي هاي مطلوب گفتار فراخور سن و درك كودك ، مورد نظر قرار گيد و از هر فرصتي براي رفع معايب و جبران نواقص گفتار استفاده شود . آموزش گفتن به درس زبان و ادبيات فارسي محدود نمي شود ، بلكه معلم با توجه به اصل تربيت همه جانبه ، در هر يك از مواد درسي از فرصتهاي موجود جهت پرورش گفتن نيز استفاده مي كند . گرچه افراد از آموزش هاي غير عمدي نيز طرق صحيح معاشرت و مصاحبت را مي آموزند ، ولي معلم با اجراي برنامه هاي طرح ريزي شده اين جريان را سهل تر و مؤثرتر مي سازد . موضوعات انتخاب شده جهت بحث و گفتگو تا حد امكان مأنوس و ملموس و مطابق ذور و توانايي كودكان باشد و به نحوي ارائه شود كه دانش اموزان با كمال علاقه در آنها شركت كنند . رعايت تنوع ، تحرك و در نظر گرفتن جنبه هاي خوشحال كننده بسيار مهم است . حتي داستانهاي غم انگيز بايد به عاقبتي مطلوب ختم شود . هـ-آداب سخن گفتن : راهنمايي آموزگار نبايد محدود به اين باشد كه به نوآموز ياد بدهد كه ((چه)) بگويد ، بلكه ((كي)) بگويد و ((چگونه)) بگويد نيز خيلي مهم است . کي سخن بگوييم همان تشخيص موقعيت و سخن گفتن به مقتضاي زمان و مكان است . به قول حافظ ((هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد.)) دانستن اينكه انسان كي صحبت بكند و كي نكند ، كي سؤال بكند و كي خاموش باشد ، يكي از مسائل مهم آداب سخن گفتن است كه سعدي در اين باره مي فرمايد : دو چيز طيره عقل است : دم فرو بستن و به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي . در باب چگونه سخن بگوييم ؟ نيز نوآموزان به راهنماييهاي دقيق نيازمند هستند . چگونگي صدا ، لحن گفتار ، خونسردي و وقار و ملاحظه حقوق ديگران از شرايط لازم صحبت كردن با مردم مي باشد . دانش آموز بايد از همين كودكي ياد بگيرد كه وقتي كسي صحبت مي كند هنوز حرف او تمام نشده جبهه نگيرد و ميان حرف او ندود . بلكه تأمل كند تا طرف مقابل صحبت خود را تمام كند و در اين مدت به جاي اينكه حواسش متوجه جواب خود باشد ، به صحبتي كه مي شود كامل گوش بدهد . و پس از اينكه صحبت طرف مقابل تمام شد ، لحظه اي بينديشد تا ببيند كه مي خواهد كدام قسمت گفتار آن شخص را تأييد ، تصحيح و يا رد نمايد . ان وقت نظر خود را با الفاظي كه رساننده فكر صحيحي باشد و با بيان و ملاحظاتي كه متناسب موقع و مخاطبان خودش است ، ابراز دارد . بديهي است كه كودكان بر حسب طبيعت و مقتضاي سن خود ، غالباً همصدا صحبت مي كنند. نوبت خود را رعايت نمي نمايند ، مرتباً وسط حرف همديگر مي دوند ، و همه اصرار دارند كه حرف بزنند ، با آموزگار است كه با شكيبايي تمام و عكس العمل هاي منطقي ، كودكان را در مسير صحيح سخن گفتن هدايت كند . و- ارتباط سخن گفتن با پيشرفت دروس ديگر : بين سخن گفتن و نوشتن ارتباط بسيار زياد وجود دارد . از راه سخن گفتن است كه معلم به ميزان معلومات شاگردان خود پي مي برد . اگر نوع درس پرسيدن معلم طوري باشد كه شاگرد آنچه را كه از مطالب مختلف درك كرده است با زبان ساده و جملاتي كه خود مي سازد بيان كند ، به تقويت نيروي تفكر و سخن گويي طفل كمك كرده است . تجربه در گوش دادن (وجه درون داد يا وجه دريافتي) بر تجارب سخن گفتن (وجه برون داد يا وجه بياني زبان) مقدم است . گرچه فعل گوش دادن به تنهايي توانايي سخن گفتن را در آدمي به وجود نمي آورد ؛ اما لازم است كه يك مداري آن چنان ايجاد شود كه در آن كودك بتواند هم گوش كند و هم سخ بگويد . مناسبات متقابل اعمال درون داد و برون داد ، پشتوانه اي مناسب براي شكل دادن رفتار سخن گويي ايجاد مي كند . مطالعه كردن و افزايش معلومات و گنجينه لغات موجب پيشرفت در بيان و سخن گويي مي شود ، چون در اين حالت كودك ذهنش خالي نيست و مطلبي براي گفتن دارد . ح- ارزشيابي پيشرفت در هنر سخن گفتن : سخن گفتن همواره با فكر كردن و آمادگي گوش دادن همراه است . به عبارت ديگر كسي كه مي تواند خوب سخن بگويد در همان حال بابد بتواند صحيح فكر كند و خوب گوش بدهد . آموزگار مي تواند با توجه و دقت در خصوصيات زير در باب پيشرفت كودك در سخن گفتن قضاوت كند : - آيا كودك به كارهاي اجتماعي و شركت در فعاليتهاي گروهي علاقه مند است ؟ - آيا كوشش مي كند كه پيش از اظهار مطالب خود فكر كند ؟ - آيا در بيان فكر و احساس ، به خود اعتماد دارد ؟ - آيا فكرخود را با كلمه ها و جمله هايي كه متناسب سن و كلاس وي باشد اظهار مي دارد؟ - آيا كودك همه صوتها را به روشني و صحيح تلفظ مي كند ؟ - آيا كلمه را درست و با لحن مقبول و بدون لهجه اداء مي كند ؟ - آيا تكيه كلام هاي خاصي دارد ؟ و تكيه قبلي را تا چه اندازه اصلاح كرده است ؟ - آيا معايب ذيل در سخنان و بيان شفاهي كودك وجود دارد ؟ - كمرويي و بخصوص ناراحتي هنگام صحبت در برابر جمعيت . - رغبت زياد به پرگويي . - جويده و خيلي با تأني صحبت كردن و يا خيلي تند حرف زدن . - گوش نكردن و عدم توجه به صحبت ديگران و بي علاقگي و بي تفاوت بودن هنگام بحث و مذاكره . خواندن یادگیری خواندن فرآیندی پیچیده است که نیازمند به مهارت های گوناگونی در فرد خواننده است؛ مهارت شناسایی حروف، مهارت آواشناسی ، مهارت واژه شناسی ، مهارتترتیب و ترکیب ، مهارت حافظه کوتاه مدت ، مهارت استفاده از خزانه کلمات و دانش معنایی . خواندن موثر و موفق دارای ویژگی های زیر می باشد: الف – خواندن باید سلیس و روان باشد: خوانندگان خوب کسانی هستند که بازشناسایی کلمات را با سرعت انجام می دهند . ب- خواندن یک فرآیند سازنده است: خواننده ی خوب کسی است که به حروف و کلمات نوشته شده معنی می دهد و از ذخیره دانش و تجربه خود در خواندن استفاده می کند. ج- خواندن باید راهبردی باشد: خوانندگان خوب انعطاف پذیر هستند و در موقعیت های گوناگون از راه کارهای گوناگون استفاده می کنند. د- خواندن به انگیزه نیاز دارد: یادگیری خواندن سال های متمادی طول می کشد خوانندگان ضعیف و مبتدی برای دنبال نمودن این فرآیند طولانی نیاز به انگیزه کافی دارند. نوشتن اگر چه در دوره تحصیلات خود ، حتی قبل از خواندن ، تشویق به نوشتن می شوند ولی نوشتن آخرین توانایی زبانی است که باید یادگیری شود.از طریق نوشتن ، یادگیری ها و تجربیات قبلی مربوط به شنیدن و گفتن و خواند یک پارچه می شوند. شباهت های زیادی بین خواندن و نوشتن وجود دارد. در نوشتن سه جنبه ی مهم انشا( بیان نوشتاری ) ، دیکته (هجی کردن) و دست خط را باید مورد توجه قرار داد.
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 11:36 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
باز باران با ترانه باز باران با صدای گریه های كودكانه باز باران با ترانه باز هم اینجا عطش
قطره قطره می چكد از چوب محمل خاكهای چادر زینب به آرامی شود گل کاش می بارید باران.... کاش می بارید باران........................... دبستان فتاح شهر دهق [ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 6:1 بعد از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
به نام خدا باعرض سلام و وقت بخیر به خوانندگان عزیز وبلاگ ضمن عرض تبریک به مناسبت سال تحصیلی جدید خدمت شما همکاران عزیز . از اینکه امسال در خدمت شما هستم و می توانیم از تجارب همدیگر در امر آموزش بهره مند شویم بسیار خوشحالم. همچنین آرزوی توفیق در همه ی زمینه ها را برای شما خواستارم . دوست و همکار شما بهرام مومنی آموزگار پایه ی دوم دبستان شهید مهدی فتاح الجنان منطقه ی مهردشت [ شنبه بیست و سوم مهر 1390 ] [ 9:53 بعد از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:11 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
![]() [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 10:49 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
تقویم اجر ایی گروههای آموزشی دوره ابتدایی منطقه مهردشت 91-1390 مهرماه 1390
آبانماه 1390
آذرماه 1390
دی ماه 1390
بهمن ماه 1390
اسفند ماه 1390
فروردین ماه 1391
اردیبهشت ماه 1391
خرداد ماه 1391
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 7:54 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
سلام، تو این پست می خوام چند نمونه از بازخوردهای توصیفی رو قرار بدم، امیدوارم كه مورد پسند شما سروران قرار بگیره. این بازخوردها از این جهت خوب و مناسبه كه به نوعی تقویت كننده و انگیزه بخش هستش و اكثرا با جملات مثبت بیان می شه، كه این موضوع اثر بخشی كار رو دو چندان می كنه. امسال ارزشیابی پایه های اول و دوم ابتدایی به صورت كیفی و توصیفی شده و از حالت كمی و نمره دهی خارج شده، كه مزایا و معایب این روش رو تو پست های بعدی قرار می دم. (البته واسه اینكه حق مولف هم رعایت شده باشه، منبعش اینه؛ CD آشنایی با ارزشیابی >كیفی-توصیفی< دوره عمومی، بهار 1388) بازخوردهای توصیفی و تشویقی فرشته بهشتی خیلی قشنگ نوشتی حالا شدی باسواد دل منم شده شاد جَمعه چقدر حواست دقیقه خیلی كارت فرشته بهشتی تمیز و درست نوشتی مشقت شده مرتب ای كودك مودب به مثل ماه تابان قشنگی و درخشان سبد سبد گل یاس زرنگ، توی كلاس قایق روی دریا نوشته ای چه زیبا ای كودك خیلی ناز مرا كردی سرافر فرشته بهشتی خیلی قشنگ نوشتی حالا شدی باسواد دل منم شده شاد جَمعه چقدر حواست دقیقه خیلی كارت فرشته بهشتی تمیز و درست نوشتی مشقت شده مرتب ای كودك مودب به مثل ماه تابان قشنگی و درخشان سبد سبد گل یاس زرنگ، توی كلاس قایق روی دریا نوشته ای چه زیبا ای كودك خیلی ناز مرا كردی سرافراز دخترم (پسرم) زیبا نوشته مثل گل نوشته قشنگی چون كبوتر از همه هستی بهتر باهوش و خوش بیانی ای كودك ایرانی قشنگ نوشتی و ناز ای دختر (پسر) سر افراز زنده باشی و سالم تلاش بكن تو دائم ای كودك مهربان دوستت دارم همچو جان خورشید گرم و روشنی همیشه در قلب منی شكوفه های رنگ به رنگ خسته نباشی، قشنگ از تنبلی جدایی ای هدیهء خدایی كارت شده چه بهتر ای گل من، تاج سر فرشته بهشتی امروز سریع نوشتی یادت نره خط كشی فردا حتما بكشی برگه نَكَن دوباره از دفتر بیچاره ای گل ناز و خوشبو بخوان درست از این رو كار گروهی بدان می كنه كارُ آسان ای كودك بهشتی كامل دقیق نوشتی هستی دقیق پر تلاش همیشه خنده رو باش كودك خوب و نازی واژه درست می سازی پی برده ام به رازی زیبا جمله می سازی عقیدهء من اینه كودك خوب همینه خلاقی و مهربون همیشه اینطور بمون ماهی نوشت تو دریا آفرین و مرحبا آسمان پر ستاره مشقت نظیر نداره دانا و پر توانی ای كودك ایرانی پسر (دختر) خوب و نازم به دیكته ات می نازم نون و پنیر و پسته مشقت به دل نشسته صد آفرین ای كودك چه خوب نوشتی اردك ای پسر (دختر) نازنین بهت می گم آفرین ای گل توی كلاس زیبا هستی مثل یاس بارون میاد ریز ریز اول بخوان بعد بنویس یك گل شادابی تو آفتاب و مهتابی تو به مثل یك ستاره نور از مشقت می باره برف میاد دونه دونه پسرم (دخترم) درس می خونه با مشقی كه نوشتی تو لایق بهشتی بازخوردهای توصیفی در مورد دانش آموزان در حد انتظار
بارون دونه دونه مشقت شده نمونه انار دونه دونه نقاشیت شده نمونه مورچه نوشت روی خاك قشنگ نوشتی و پاك پسر خوب و نازم به دقتت می نازم جمله های قشنگی با واژه ها تو ساختی درست خواندی تو قرآن ای كودك مهربان امروز كارت عالی بود اشكالی در آن نبود ای كودك مودب دفترت هست مرتب 1، 2، 3، ستاره كارت ایراد نداره آفریدی افتخار برای چندمین بار كودك خوب و نازی واژه درست می سازی نون و پنیر و پسته كارت به دل نشسته پی برده ام به رازی زیبا جمله می سازی خلاقی و مهربون همیشه اینطور بمون به دوستت دادی یاری عالی كردی همكاری بازخوردهای توصیفی در مورد دانش آموزان نزدیك به انتظار
گوشه برگه هایت برگه های كتابت چكار كنیم صاف بشه قشنگ و زیبا بشه گلم باید بدونه كه خط های زمینه می كنه كمكش تا خطش بشه نمونه نوشتی آرام و خوب حالا شدی تو محبوب كمی تلاش بیشتر هستش برات مفیدتر یادت نره خط كشی فردا حتما بكشی فرشته بهشتی آخر وقت نوشتی؟ فرشته بهشتی بی حوصله نوشتی؟ فرشته بهشتی خسته بودی نوشتی بازخوردهای توصیفی در مورد دانش آموزان نیازمند تلاش بیشتر
كارهای بهترت رو من به زودی ببینم 1،2،3،4 دندونه ها رو بشمار هر كاری وقتش خوبه تو مدرسه یا خونه درست بگو و رسا جواب این سوال ها دقت و سعی و تلاش به اندازه داشته باش برچسبها: ارزشیابی توصیفی، بازخوردهای توصیفی، بازخورد كیفی و توصیفی، نحوه بازخورد به دانش اموزان در ارزشیابی توصیفی، نحوهء ارزشیابی توصیفی در پایه های اول و دوم ابتدایی، تشویق دانش آموزان ابتدایی، ارزشیابی توصیفی و دانش آموزان، در حد انتظار، نزدیك به انتظار، نیازمند تلاش بیشتر، نمره در ارزشیابی توصیفی، بازخورد و ارزشیابی كیفی – توصیفی، الگوی ارزشیابی توصیفی، افزایش یادگیری در نوع ارزشیابی توصیفی، معلم و بازخوردهای ارزشیابی توصیفی نوشته شده توسط بهرام مومنی سر گروه پایه دوم ابتدایی از منطقه مهر دشت تاریخ 29/7/1390 [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 10:47 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
املا به صورت گروهی: الف ) دانش آموزان به گروه های چند نفره تقسیم شوند و از هر گروه خواسته شود متنی املایی آماده کنند . از متن هر گروه قسمت هایی را انتخاب کرده ، به صورت یک متن پیوسته دیکته شود تا بچه ها بنویسند .امتیاز حاصل نیز برای افراد گروه در نظر گرفته شود . ب ) دانش آموزان را به گروه های 2 یا 3 نفره تقسیم می شوند و متن املا یکی از آنان نوشته می شود و تمام اعضای گروه درنوشتن صحیح کلمات همکاری می نمایند امتیاز نویسنده ی املا برای همه ی گروه منظور می گردد . در این تمرین پیشنهاد می شود نویسنده ی متن املا دانش آموز ضعیف هر گروه باشد و بین دو دانش آموز دیگر قرار گیرد تا در وی اعتماد به نفس کافی به وجود آید . 2- املای خطابه ای : فراگیران درگروه به یک دیگر املا می گویند یا به اولیا ، خواهر و برادر در منزل املا گفته می شود و تصحیح توسط گوینده صورت می گیرد . دراین نوع املا تثبیت یادگیری املایی و صحیح نوشتن واژه ها مدنظر است و باعث تقویت خواندن در دانش آموز هم می شود. 3- آموزش املا هنگام تدریس متن کتاب فارسی : بعد از تدریس کلمات مشکل دو املایی را روی تابلوی کلاس می نویسند و از دانش آموزان خواهند به صورت شفاهی برای آن کلمات هم خانواده ، مترادف ، متضاد و ... بگویند و یا جمله سازی نمایند در صورت درست بودن موارد آنها را تشویق کنند . 4- کامل کردن جمله برای تقویت املا : چند جمله روی تابلو ی کلاس نوشته می شود به طوری که جای یک کلمه در جمله خالی باشد سپس تعدادی کارت کلمات که شامل خود کلمه ، معنی کلمه ، مخالف و هم خانواده ی همان واژه روی آن نوشته شده است را در اختیار گروه ها قرار می دهیم تا با توجه به جمله واژه ی مناسب را از بین کارت ها پیدا کند و در جای خالی قرار دهد در این فعالیت از کسانی که در نوشتن این کلمات اشکال دارند استفاده شود و در پایان به گروه ها امتیاز داده شود . 5- بازی املایی ( نصف دیگرم کجاست ) : این فعالیت به صورت فردی یا گروهی انجام می گیرد . معلم جمله ای را انتخاب می کند به آن را کلمه کلمه روی کارت می نویسد و بین گروه ها تقسیم می کند سپس جمله را روی تابلو می نویسد و از هر گروه می خواهد کارت مربوط به جمله را روی تابلو نصب کند هر گروهی که سریع تر انجام دهد برنده می شود . 6- مسابقه ی املا روی تابلو : معلم کلمه یا جمله ی کوتاه را بیان می کند هر گروهی که زودتر آن را روی تابلو یا دفتر بنویسد امتیاز می گیرد
- املای مشارکتی : الف ) دانش آموزان را به گروه های 2 یا 3 نفره تقسیم می شوند آنها باید یک دفتر داشته باشند و یک خط یک خط متنی را که معلم می گوید بنویسند امتیاز حاصل به گروه تعلق می گیرد ( اگر روی ورقه بنویسند می توانند درپوشه ی گروهی قرار دهند ) ب ) دانش آموزان در گروه های سه نفره تقسیم می شنوند و سپس یک نفر گوینده می شود دانش آموز دیگرهم به عنوان نویسنده و یکی دیگر هم به عنوان ناظر انتخاب می شود که در ضمن نوشتن ناظر به نویسنده کمک می کند . 7-املای سنتی : املای به صورت خطابه ای به دانش آموزان گفته می شود و تصحیح توسط معلم یا دانش آموزان صورت می گیرد . 8- تهیه ی متن ازغلط های املایی دانش آموزان : این فعالیت هر ماه یکبار از میان کلماتی که دانش آموزان درمتون املایی درطول یک ماه غلط داشته اند می توان متن املایی جدیدی فراهم کرد و به کلمات درست آن نمره اختصاص داد. 9-املای تصویری : از دانش آموزان خواسته شود تصویر درس را به صورت گروهی تهیه کنند و کلمات مهم هما درس را به صورت پراکنده در اطراف تصویر بنویسند به طوری که از دور خوانده شود بعد تصویر را روی تابلو چسبانده شود و به طورتصادفی از دانش آموزان خواسته شود
تا کلمات را بخوانند و در دفتر بنویسند. 10-بازی با کلمات : کلمات جدید درس را روی مقوایی نوشته شود و در طرف دیگر مقوا کلمات هم معنی ، مخالف یا هم خانواده درج شود از این کارت ها برای بازی های گروهی یا فردی ، تقویت سرعت خواندن در کلمات ، کامل کردن جمله ، ساختن جمله ، شمردن کلمه در جمله و تمرین و تکرار کلمه استفاده می شود . 11- استفاده از برید ه های روزنامه : هر گروهی چند ورق روزنامه یا مجله را با خود به کلاس بیاورند سپس از آن ها خواسته شود تا کلمات جدید درس را پیدا کنند و یا با قیچی آن را ببرند و دردفتر بچسبانند و جملات جدید بسازند. هر گروهی که جملات طولانی تر بسازد امتیاز بیش تری خواهد گرفت . 12ساختن متن با کلمات مشخص : معلم چند کلمه می گوید یا روی تابلو می نویسد و از دانش آموزان می خواهد به صورت فردی یا گروهی متن املا بسازند و در زمانی دیگر از همان متن به یک دیگر املا بگویند . 13-املای بدون نقطه : متنی که از قبل آماده شده به تعداد گروه ها کپی گرفته شود به طوری که درآن متن نقطه های موجود درکلمات حذف شوند سپس از دانش آموزان خواسته شود تا متن را نقطه گذاری کنند . 14- املای تلفیقی : گفتن املای تلفیقی از کلمات مهم تمام مواد درسی به صورت یک داستان کوتاه که از قبل تعیین شده باشد به طوری که در بچه ها ایجاد رغبت و علاقه کرده تا فرا گیران ضمن نوشتن املا علاقمند به جملات بعدی شوند . 15-املای جمله نویسی : معلم 20 کلمه از متن درس را انتخاب کرده روی تابلو می نویسد و از بچه ها می خواهد با هرکدام یک جمله بنویسند بعد از تصحیح املا با انتخاب معلم چند نفر جملات خود را برای دیگران می خوانند . 16- پیدا کردن کلمات پنهان : آموزگار چند حرف را بنویسد و زیر چند کتاب پنهان کند و از بچه ها بخواهد تا آن ها را پیدا کنند و در دفتربنویسند. 17- املا به صورت نقاشی : درزنگ نقاشی در دفتر نقاشی یا املا یک نقاشی بکشند بعد درزنگ املا روی نقاشی کلمات مربوطبه تصویر را می نویسند یا درکنار نقاشی املا بنویسند . 18-خواندن املا به صورت گروهی : هریک از دانشآموزان جمله ای را از متن برای کل کلاس می خواند و همگی از آن املا می نویسند . 19- املای حفظی : معلم متنی را در اختیار بچه ها قرار می دهد بعد در زنگ املا از آن ها می خواهد هر چه به یاد دارند بنویسند . 20-املا از طریق تجزیه کلمات : چند جمله به دانش آموزان داده می شود و در پایین صفحه جدولی رسم گردد تا آنها کلماتی را که در آنها دچار اشکال هستند به صورت حرف به حرف درجدول بنویسند . 21-املای کامل کردنی : الف ) متنی آماده شود و جلوی کلمات کلیدی فضایی خالی قرار گیرد سپس از بچه ها خواسته شود تا هم معنی یا هم خانواده ی آن کلمات را بنویسد. ب ) معلم می تواند کلمات تازه و سخت را از متن املا حذف کرده و سپس و پس از گفتن املا کلمات حذف شده را روی تابلو بنویسد و از بچه ها بخواهد تا کلمات را با خودکار قرمز یا مدادقرمز در جای مناسب خود قرار دهند. پ ) به تعداد دانشآموزان متنی را کپی کنید به طوری که چند کلمه که دارای ارزش املایی است به صورت جای خالی در متن قرار گیرد آن گاه معلم متن اصلی را بخواند و از بچه ها بخواهد تا جاهای خالی را پرکند . ت ) 20 کلمه انتخاب شود به صورت نامنظم در بالای صفحه نوشته شود بعد متن املا را پایین آن نوشته این 20 کلمه خالی گذاشته شود . بعد متن املا به وسیله ی معلم خوانده می شود پس از تلفظ کلمه ی مورد نظر معلم به دانش آموزان توصیه می کند کلمه ی مورد نظر را از کلمات بالا ی صفحه پیدا کند و در جای خالی بنویسد .
21- املای آهنگین : بعضی از جملات را با صدای افراد مختلف ازنظرریتم و آهنگ بیان و تکرار کرده تا نوشتن املا برای آنها دلچسب شود . 22- املای آبی : درظرفی پر از آب از دانش آموزان خواسته شود تا با انگشت کلماتی را که دیکته می کنید بنویسند . 23-کامل کردن املا با کمک حافظه : املایی به صورت متن تهیه گردد د حدود 20 کلمه را که ارزش املایی دارند بهصورت جای خالی در متن در نظر گرفته شود بعد بچه ها با کمک دانش خودشان کلمات در جایگزین کنند . 24- املای ذهنی : متن املا بین گروه ها توزیع شود بعد از چند دقیقه مطالعه جمع آوری گردد بعد از آن ها خواسته شود تا کلمات را که درذهنشان باقی مانده است را روی دفتر بنویسند 25- نوشتن املا به وسیله ی آب : یک ظرف خالی مایع ظرفشویی یا بطری نوشابه پر از آب شود و از بچه ها خواسته شود درحیاط مدرسه یا منزل به وسیله ی آب بر روی زمین بنویسند . 26-املای پرده ای : بین تابلوی کلاس ودانش آموزان پرده ای نصب شود معلم از روی متن می خواند بچه ها روی تابلو می نویسند در پایان پرده را کنار زده دانش آموزان املای خودشان را به کمک معلم از روی تابلو تصحیح کنند . 27- املای یاد سپاری : املای حفظی در ماه های آخر سال توصیه می شود در این زمان دانشآموزان از لحاظ قدرت تفکر و یادسپاری مطالب توانمند تر شده اند و می توانند مطالب فراوانی را در حافظه ی خود نگه دارند . از آن ها خواسته شود متن درس را بدون نگاه کردن به کتاب دقیقا" مثل آن بنویسند و بعد از روی کتاب املای خود را تصحیح کنند. 28- املای سنباده ای : از بچه های خواسته شود کلمه ی مورد نظر را با شی زبری مانند سنباده یا موکت درست کنند و با انگشتان دست آن را لمس کنند. 29- کامل کردن متن : معلم از روی متن املا می گوید اما کلماتی را که ارزش املای دارند را نمی گوید تا بچه ها با توجه به متن خوانده شده ی درس و با تکیه بر حافظه آن ها را بنویسند. 30-املا نویسی به کمک فرمانده : به هر دانش آموز 10 کلمه داده شود و آموزگار در حیاط مدرسه به عنوان فرمانده کلمه ای را بلند بگوید تا بچه ها از بین کلمات خودشان آن کلمه را پیدا کنند و به فرمانده تحویل دهند . 31- نوشتن املا به کمک آینه : آموزگار متنی را به صورت بر عکس آماده کرده و به بچه ها می دهد تا آن ها به کمک آینه کلمه را پیدا کنند و شکل صحیح آن را بنویسند. 32-املای گروهی روی تابلوی کلاس : یک گروه 4 نفره را پای تابلو آورده و بنا به انتخاب خودشان چشمان یکی از فراگیران را بسته سپس متنی توسط یکی از اعضای گروه خوانده می شود . آن فرد با چشم بسته بروی تابلو کلاس می نویسد و دیگر اعضا ی گروه جهت نوشتن حروف و نقطه و دیگر علائم نگارشی او را راهنمایی می کنند . 33- املای خوشه ای : معلم یک کلمه بگوید واز دانشآموزان بخواهد تا با شنیده این کلمه هر واژه یا عبارتی را که به ذهنشان می رسد بنویسند. 34-املای شمردنی : متن املا روی تابلو نوشته شود و بهصورت شمرده شمرده خوانده شود سپس تابلو پاک شود و املا گفته شود . 35- املای رونویسی : کلماتی از متن روی تابلو نوشته شود و به بچه ها یاد آوری گردد هنگام نوشتن املا در صورت برخورد و به یاد نیاوردن آن ها به این کلمات نگاه کنند و شکل صحیح آن را بنویسند. 36 – طبقه بندی کلمات : از بچه ها خواسته شود تا کلماتی را پیدا کنند که حروف معینی داشته باشند مثلا" کلماتی که علامت تشدید دارند . 37- املا به صورت قصه : قصه ای خوانده شود تا آن ها با دقت گوش کنند سپس هر چه از قصه فهمیدند را روی کاغذ بنویسند .
38- املا به صورت بازی : در موزاییک های کلاس یا حیاط مدرس جدول حروف الفبا با گچ کشیده شود بعد کلماتی را که از قبل نوشته و درون پاکت قرار داده ایم بین بچه ها توزیع شود بعد آموزگار کلمات داخل پاکت را می خواند و دانش آموز با پریدن روی حروفی که در خانه های جدول است کلمه را به معلم نشان می دهد مثلآ کلمه ی قصه که دانش آموز باید روی خانه های ( ق ـ ص ـ ـه ) بپرد و آن کلمه رامشخص کند . 39- املای بی صدا : این املا می تواند بر تقویت هوش دیداری و فضایی دانش آموزان بیفزاید . بچه ها باید ابتدای خوب به لب ها و حرکات صورت نگا ه کند بعد کلمه یا جمله ی مناسب را بنویسد . و برای فضا نویسی هم معلم کلمه را در فضا بنویسد تا دانش آموز با نگاه به دست معلم کلمه را تشخیص دهد . 40-نوشتن املا با استفاده از خمیر بازی : بچه ها کلمات جدید را که هم صدا یا به شکل های مختلفی نوشته می شوند و یا ارزش املایی دارند را با خمیر بازی می سازدو آن را در ورقه یا دفتر بچسباند و یا با قرار دادن کلمات کنار هم جمله بسازد. 41-املا با قوط کبریت : روی هریک از شش طرف قوطی کبریت کلماتی نوشته می شود سپس به هر گروه دسته ای از قوطی ها را داده تا با هر دسته از کلمات یک جمله ساخته شود بعد با ارتباط دادن جملات یک متن به دست بیاید . 42-املای دیواری : در قسمتی از دیوار کلاس تابلوی برای کلماتی که ارزش املایی بسیاری دارند درست شود تا یک هفته هم روی دیوار قرار بگیرد تا جلوی دید بچه ها قرار داشته باشد تا این کلمات به حافظه ی آنها برود . 43- املای کاردستی : درزنگ هنر کلمات مشکل را با نخ و سوزن روی پارچه با رنگهای متفاوت بدوزند. 44- املای زنجیره ای : معلم جمله ای را می گوید و از بچه ها می خواهد که با آخرین حرف از جمله ی مورد نظر جمله ی جدیدی بنویسند 45- املای جدولی : جدولی دراندازه ی بزرگ از کلماتی مهم به صورت تکراری نوشته شود مثلا" کلمه ی معذرت سه بار نوشته شود البته این کلمات به صورت پراکنده نوشته شود وقتی معلم متن املا را می خواند هرگاه به کلمه ی مورد نظر می رسد نوجه بچه ها به جدول نصب شده درکلاس جلب می شود و اظهار می دارد که این کلمه دوبا ر یا سه بار در جدول تکرار شده است . 46- املای صوتی : معلم متنی را روی نوار کاست یا سی دی با صدای رسا ضبط نماید برای تقویت شنوایی بچه ها آن را د رکلاس پخش کند تا بچه ها از آن صدا املا بنویسند. 47-املای خانوادگی : این املا در منزل انجام می شود برای درگیر کردن اولیا با وضعیت تحصیلی فرزندشان می توان املایی را طراحی نمود که بچه ها به کمک اولیا در خانه انجام دهند این کار باعث آگاهی اولیا از وضعیت املای فرزندانشان شده و در یاری رساندن به آنها مثمرثمر است. 48- املای مشترک : متن املا توسط دانش آموز و یکی از افراد خانواده به صورت مشترک نوشته شود و بعبارت دیگر اعضای خانواده به یک دیگر املا می گویند . 49-املای سنگی : با کمک سنگهای ریز و درشت که از قبل شسته و تمیز شده است برای نوشتن کلمات تازه و حتی نوشتن املا توسط بچه ها استفاده می شود 50-نوشتن املای رنگی : در هر جمله یک کلمه مشخص شود که صدای خاص یا نشانه ی جدیدی داشته باشد مثلا : « ع » از بچه های خواسته میشود تا وقتی به این نشانه رسیدند آن را با رنگ دیگری بنویسند برا ی تنوع می توان از چند رنگ استفاده کرد یعنی هر بار که به نشانه رسید رنگ را عوض کند. 51- مرتب کردن متن درس : یک متن از کتاب را در هم ریخته کند و از بچه ها خواسته شود تا آن را مرتب کنند و در دفتر بنویسند .
[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 9:48 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 10:51 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ بهرام مومنی ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : روز گذر ] [ Weblog Themes By : roozgozar ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||